۱۳۸۹ تیر ۱۹, شنبه

خلاص

این آخرین مطلبی که به عنوان یک سردفتر اینجا می نویسم پس از ناملایمتها و عدم پشتیانیهایی که از این کار شامل حال من شد ،‌کاری را که با عشق شروع کردم رو با تنفر شدید و ضرر مالی به پایان رسوندم و خودم رو از اون بیرون کشیدم.
انگار از ابتدا هدف از استخدام ما فقط کم کردن میزان آمار بیکاری رشته حقوق بود وهیچ انگیزه دیگه ای برای حمایت از ما وجود نداشت از مصاحبه یا همون اختبارش گرفته که به قول معروف گوسفندی بود و 200 نفر آدم رو کردن توی یه سالن کنفرانس 5 نفر رو برای مصاحبه گذاشتن و هرکی پیش یکی مینشست که یکی سوالهای در حد قضاوت (غیر ثبتی)می پرسید و نمره نمی داد و آدمو تجدید می کرد و یکی دیگه که می گفت سوره حمد رو بخون یا تشهد بخون و آدمو مفتی قبول می کرد و اون هم از حمایتشون که زمانی که برای تصفیه حساب به کانون سردفتران تهران رفتم هیچ سابقه ای توی پرونده من نبود و فقط یه نامه استعلام از ثبت روی پرونده من بود که شماره دفتر 48 قم رو روش زده بودن و شانس آوردم که کارت اون دفترخونه توی کیفم بود و نجاتم داد وگرنه حالا حالاها باید می دویدم. و در همان روز تشکیل پرونده پرونده را بستم.
این نامه که اومد احساس خوشی داشتم
منبع 
http://sardaftar.persianblog.ir


هیچ نظری موجود نیست: