۱۳۸۹ شهریور ۱۵, دوشنبه

سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس: دفاتر اسنادرسمی محل ثبت نقل و انتقال خودرو است

سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی گفت: با سپردن کار نقل و انتقال خودرو به نیروی انتظامی،بخشی از درآمدهای دولت که از طریق حق الثبت کسب می‌شد، با ابهام مواجه می‌شود و این موضوع با قانون منافات دارد.
 
به گزارش روابط عمومی کانون سردفتران و دفتریاران به نقل از خبرگزاری ایسنا، امین‌حسین رحیمی با اشاره به بررسی لایحه اخذ جرایم راهنمایی و رانندگی و ایراد شورای نگهبان مبنی بر ابهام در تنظیم سند نقل و انتقال خودرو، تصریح کرد: بهتر است معاملات خودرو باثبت سند انجام شود؛ چرا که در صورت بروز اختلافات احتمالی در آینده، درصورت وجود سند، حل و فصل موضوع مورد اختلاف از طریق قانونی ممکن است.
 
وی افزود: دفاتر اسناد رسمی، محل ثبت و تنظیم سندبرای نقل و انتقال خودرو هستند، چرا که این دفاتر تخصص لازم برای انجام این امور رادارند.
 
سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس با بیان این‌که تا کنون در کشور ما نقل و انتقال خودرو در دفاتر اسنادرسمی انجام می‌شده است،خاطرنشان کرد: نیروی انتظامی نه ‌تنها نمی‌تواند سند رسمی در زمینه نقل و انتقال خودرو را تنظیم کند، بلکه با سپردن کار نقل و انتقال خودرو به این نیرو بخشی از درآمدهای دولت که از طریق حق الثبت کسب می‌شد، با ابهام مواجه می‌شود و این موضوع با قانون منافات دارد و شورای نگهبان نیز به این موضوع ایراد وارد کرده است.
 
رحیمی با بیان این‌که این موضوعات با حضور یکی ازاعضای شورای نگهبان در کمیسیون بررسی می‌شود، ابراز عقیده کرد: نقل و انتقال خودرو باید با سند رسمی انجام شود و برای موضوع پلاک خودرو نیز باید راهکاری اندیشیده شود تا مردم تنها به یک محل برای انتقال خودرو مراجعه کنند.
 
وی با تاکید بر این‌که تنظیم سند خودرو یک اقدام حقوقی است و راهنمایی و رانندگی نمی‌تواند این کار را انجام دهد، گفت: صدور پلاک خودرو از وظایف حاکمیتی است که باید برای این مورد نیز در کمیسیون راهکاری اندیشید.
 
این عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس با تایید این مطلب که سپردن کار نقل و انتقال خودرو به نیروی انتظامی در منافات با اصل 44 قانون اساسی است، افزود: باید از ظرفیت دفاتر اسناد رسمی در کشور استفاده کرد و اکنون زمان این اقدام است

دفاتر اسناد رسمی متقاضی انجام امور دفتری در خارج از وقت اداری با هماهنگی اداره ثبت محل، مجاز به فعالیت هستند

فاتر اسناد رسمی متقاضی انجام امور دفتری و ثبت سند در خارج از وقت اداری با هماهنگی اداره ثبت محل، مجاز به فعالیت هستند.
 
به گزارش روابط عمومی کانون سردفتران و دفتریاران، بر اساس نظریه مشورتی شماره 1866 مورخ 22/4/89 کمیسیون بررسی و اصلاح قوانین دفتر حقوقی کانون سردفتران، در خصوص بخشنامه شماره 52250/34/1 مورخ 29/11/86 مربوط به دفاتری که متقاضی ادامه کار در ساعات خارج از وقت اداری هستند، به اطلاع می رساند بنا به نظر کمیسیون مستفاد از بخشنامه موصوف، هر یک از دفاتر اسناد رسمی که متقاضی انجام امور دفتری و ثبت سند خارج از وقت اداری باشند، در صورتی که با هماهنگی اداره ثبت محل باشد، مجاز بدان کار هستند. مع الوصف نظر به اینکه بی عدالتی چنین اقدامی برای کمیسیون محرز نگردید و چه بسا می تواند منشا آثار مثبتی از جمله ارایه خدمت به برخی افراد جامعه که صرفا در ساعات غیر اداری فرصت مراجعه به دفاتر را دارند، باشد لذا متقاضیان می توانند درخواست های خود را به مبادی ذیربط ارایه کنند.
 

یکصد و ششمین شماره ماهنامه «کانون» منتشر شد

کانون سردفتران و دفتریاران، یکصد و ششمین شماره ماهنامه خبری – تحلیلی «کانون» را منتشر کرد.
 
به گزارش روابط عمومی کانون سردفتران و دفتریاران، در یکصد و ششمین شماره ماهنامه «کانون» ویژه تیرماه 1389 که به طور خاص به موضوع املاک و خودرو می پردازد، علاوه برانتشار یادداشت ها، مقالات، آخرین اخبار مربوط به وضعیت حقوقی نقل و انتقال املاک و خودرو و نیز تعدادی از کتاب های حقوقی اعم از حوزه امور ثبتی و سردفتری معرفی شده است.
 
املاک و خودرو، اموال غیرمنقول، دلالی، دلالی املاک، املاک توقیفی، اسناد عادی، بنگاه های معاملات املاک، معاملات اشخاص ممنوع المعامله و اموال بازداشتی، قول نامه، انتقال عین املاک بدون اخذ گواهی مالیات بر ارث، بازتاب اخبار از جمله مقالات و مطالبی است که در این شماره نشریه کانون سردفتران منشر شده است.

ناجا به موجب قانون صلاحيت نقل و انتقال خودرو را ندارد

خبرگزاري فارس: يك سردفتر دار گفت: به موجب قانوني نقل و انتقال خودرو در صلاحيت نيروي انتظامي و جزء ‌شرح وظايف آن نيست اما تنظيم همه نوع اسناد در صلاحيت ذاتي دفاتر اسناد رسمي است.
سعيد خليل احمدي، سردفتر اسناد رسمي در گفت‌وگو با خبرنگار قضايي انتظامي فارس گفت: مقايسه يا همان مطالعه تطبيقي، دوربيني قدرتمند است كه مي‌توان با آن به تجربه بسياري از كشورها نگريست و جلو بسياري از آزمون و خطاها را گرفت.

البته لازمه به كارگيري اين دوربين اين است كه استفاده اوليه از آن را آموخته باشيم و چشم را بر عدسي كوچك بگذاريم، اما گاهي اين اتفاق نمي‌افتد و برخي افراد دوربين مطالعات تطبيقي را برعكس در دست مي‌گيرند. بديهي است كه در اين شرايط همه چيز به جاي نزديك شدن، دور شده و شايد به همين دليل تشخيص بسياري از واقعيت‌ها سخت مي‌شود.

سعيد خليل احمدي، سردفتر اسناد رسمي در گفت‌وگوي تفضيلي با فارس درباره آنچه در اين حوزه به صورت غيرعلمي مطرح شده، با زبان علمي بازگويد و به ابهام زدايي در اين خصوص كمك كند.

فارس: به تازگي اخباري در برخي رسانه‌ها منعكس شده كه نشان از عدم دخالت سيستم قضايي هفت كشور اروپايي در نقل و انتقال خودرو مي‌داد. باتوجه به اين موضوع، چرا نمي‌شود همين رويه را در ايران پي گرفت؟

احمدي: باتوجه به مطالعات تطبيقي انجام شده، كشورهاي انگلستان، امريكا، آفريقاي جنوبي و ايرلند داراي رژيم حقوقي common low (حقوق عرفي) بوده و از لحاظ ساختار سنخيتي با سيستم حقوقي ساير كشورها به وي‍ژه ايران ندارند و داراي تفاوتهاي اساسي هستند.
در مورد كشورهاي اسپانيا و هلند بر فرض اينكه سيستم قضايي در نقل و انتقال خودرو نقشي نداشته اما اين وظيفه به عهده پليس هم گذاشته نشده بلكه عملاً توسط ساير نهادها يا بخش خصوصي انجام مي‌شود.
نكته مهمي كه در اين قسمت جلب توجه مي‌كند، عدم دخالت پليس در انجام معاملات است. جالب‌تر آن كه در اين كشورها، طرح تعويض پلاك يا اصولاً‌ وجود نداشته يا منسوخ شده است.
حتي در كشورهاي پيشرفته اسكانديناوي پلاك منصوبه بر روي خودرو به هيچ عنوان قابل تعويض نيست. در كشور انگلستان مرجع DDLA و در ايالات متحده مرجع DMV زير نظر وزارت كشور و يا شهرداري اداره مي‌شوند و اين مراجع به هيچ عنوان زير نظر پليس نيست و منابع اخبار نادرستي كه به آن اشاره كرديد، نامعلوم است.
فارس: حتي در روسيه هم نقل و انتقال خودرو توسط پليس صورت نمي‌گيرد؟
احمدي: بايد اول اين را بگويم كه كشور روسيه نه تنها از لحاظ قوانين و مقررات مغايرتي با كشور ما ندارد بلكه با كمي تفاوت در تقدم و تأخر تنظيم سند و تعويض پلاك مانند ايران عمل مي‌شود و به نظر مي‌رسد كه طرح تعويض پلاك شايد اقتباس شده از اين كشور است.

البته ساير كشورهاي مشترك المنافع از جمله اوكراين، ‌ارمنستان، ‌قزاقستان و غيره سيستمي مشابه ايران و روسيه در نقل و انتقال خورو دارند بدين نحو كه خريدار و فروشنده پس از اخذ استعلام درباره خلافي به دفاتر اسناد رسمي NOTARIUSE مراجعه و اراده خود مبني بر انتقال خودرو را بصورت رسمي ثبت مي‌كنند، سپس خريدار به تنهايي با مراجعه به پليس، تعويض پلاك انجام مي‌دهد.
فارس: پس به طور قطع مي‌توان گفت در هيچ كشوري از دنيا پليس نقل و انتقال خودروها را بر عهده ندارد؟
احمدي: بله همين طور است.
فارس: چرا؟
اين سردفتر شهر تهران گفت: بطور كلي در كشورهاي پيشرفته اعتقاد بر اين است كه پليس نقشي در نقل و انتقالات نداشته باشد چون در صورت تباني احتمالي نمي‌توان از پليس به پليس شكايت كرد. همچنين با توجه به گسترده بودن وظايف پليس بهتر است پليس از هرگونه دخالت در انجام معاملات مردم ممنوع باشد.
فارس: آيا ابهامات قانوني در كشور ما كار را به جايي كشانده كه پليس سعي دارد در حوزه نقل و انتقال خودرو وارد ميدان شود؟
احمدي: خير. قانون همه چيز را روشن كرده است. دخالت پليس در انجام معاملات مخالف شرح وظايف نيروي انتظامي مندرج در ماده 4 قانون مربوطه است.
همچنين طبق ماده يك قانون دفاتر اسنادرسمي مصوب سال 1316 وظيفه هرگونه نقل و انتقال برعهده و درصلاحيت ذاتي دفاتر اسنادرسمي قرارگرفته است مضافاً بر اينكه مطابق ماده 10 قانون راهنمايي و رانندگي مصوب 1354 و مواد 123و 124 اصلاحي قانون ثبت و قوانين مختلف مالياتي، ثبت نقل و انتقال خودرو صرفاً ‌بر عهده و در صلاحيت دفاتر اسناد رسمي بوده است. اين وظيفه، آفرينش قانون جديدي نيست و بيش از هفتاد سال است كه دفاتر اسناد رسمي اين مسئوليت را برعهده داشته و درحفظ حقوق و تنظيم اسناد مردم تاكنون به بهترين نحو عمل كرده اند.
به ويژه اين كه در كشور ما برخلاف كشورهايي كه به آن اشاره شد خودرو كالايي سرمايه‌اي و در برخي موارد تنها سرمايه مالك آن است كه اين مهم دلالت بر لزوم تنظيم و ثبت اسناد خودرو نزد مرجعي صالح و با سابقه دارد.
فارس: مگر ماده 22 قانون حمل و نقل اجازه تنظيم سند خودرو را به پليس نمي‌دهد؟
احمدي: عليرغم اينكه ماده 22 قانون حمل و نقل و عبور كالاهاي خارجي از قلمرو جمهوري اسلامي ايران مسئوليت صدور گواهينامه، اسناد مالكيت و پلاك خودرو در قلمرو جمهوري اسلامي ايران را برعهده نيروي انتظامي گذاشته اما هيچگونه وظيفه و يا تكليفي را درباره نقل و انتقال به نيروي انتظامي محول و هيچ وظيفه يا تكليفي را از دفاتراسنادرسمي سلب و ساقط نكرده است.
چرا كه اولاً ‌اگر قانون مذكور دلالتي بر نقل و انتقال توسط نيروي انتظامي داشت صددرصد به دليل بلاوصول ماندن حقوق دولت توسط شوراي نگهبان مورد ايراد قرار مي‌گرفت.

همچنين با توجه به اينكه اداره ثبت نسبت به صدور سند مالكيت براي املاك، سازمان كشتيراني نسبت به صدور اسناد براي كشتي و شناورها و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نسبت به صدور سند براي دستگاه‌هاي چاپ و ليتوگرافي اقدام مي‌كنند اما باز هم وظيفه نقل و انتقال اموال مذكور به عهده دفاتر اسناد رسمي است به خصوص‌ اينكه كشتي و دستگاه‌هاي چاپ و ليتوگرافي نيز جزء اموال منقول هستند اما نظر به سرمايه‌اي بودن و اهميت‌شان ثبت آنها اجباري است.
متاسفانه راهنمايي و رانندگي در اقدامي بديع، تخطئه دفاتر اسنادرسمي در زمينه وصول مبالغ و هزينه‌هاي تنظيم سند رسمي را در دستور كار خود قرارداد و در اين ميان، معدود رسانه‌هايي نيز بودند كه گاه در اقدامي به نظر هماهنگ، روايت مشترك رسانه‌اي را مبني بر دريافت مبالغ ميلياردي از مردم توسط دفاتر اسناد رسمي و متناقض در رقم اين مبالغ از دويست ميليارد گرفته تا 400 ميليارد و 600 ميليارد و ميلياردها تومان! منتشر مي‌كردند كه البته سراسر كذب است و بارها و بارها واقعيت هزينه‌هاي نقل و انتقال رسمي خودرو به طور رسمي چه در قالب بيانيه‌ها و چه در قالب مصاحبه از زبان مسئولان كانون سردفتران و دفترياران و سردفتران آگاه و آشنا به قوانين بيان شده است.
فارس: لطفاً بار ديگر اين آمار را تكرار كنيد؟
احمدي: انتشار اين نوع اخبار توسط معدودي از رسانه‌ها، مي‌تواند نوعي توهين به شعور مردم و مسئولان تلقي شود چرا كه واضح و مبرهن است كه از تمامي وجوه دريافتي توسط دفاتر اسناد رسمي بابت هزينه نقل و انتقال رسمي خودرو، قسمت عمده آن حدود 85% بابت حق الثبت و ماليات در همان روز مستقيماً به خزانه دولت واريز مي‌شود و لذا سردفتر دخل و تصرفي در آن نداشته و از اين بابت دفاتر اسناد رسمي طبق قانون تنها مكلف و مأمور به اخذ حقوق دولتي آن هم بدون دريافت هيچ گونه كارمزد و يا تحميل هزينه‌اي به بيت‌المال هستند.
حتي حق‌التحرير وصولي نيز براساس قانوني مشخص در همين باره و مطابق تعرفه اعلامي از طرف سازمان ثبت اسناد و املاك كشور محاسبه مي‌شودكه حق مسلم، شرعي و قانوني جهت تأمين هزينه‌هاي جاري دفتر اسناد رسمي است.
همين حق‌التحرير هم 50% طبق قانون بابت بيمه و ماليات شغلي و بازنشستگي و نظاير آن بايد هزينه شود. حال با انتشار برخي اخبار با تيترهايي مانند "كاهش 50 درصدي هزينه‌هاي انتقال خودرو در صورت واگذاري نقل و انتقال به نيروي انتظامي " بايد گفت چنانچه نيروي انتظامي قصد اخذ ماليات نقل و انتقال را داشته باشد با توجه به اينكه فقط ماليات خودرو آن هم بدون حق الثبت و ساير وجوه الزامي قانوني، به تنهايي حدود 65% هزينه نقل و انتقال را براساس قانون در برمي‌گيرد چگونه راهنمايي و رانندگي قادر به كاهش 50% هزينه‌ها خواهدبود؟ ضمن اينكه برفرض اخذ ماليات توسط نيروي انتظامي كه مطابق هيچ قانوني مسئول و حتي مجاز به اخذ ماليات نيست به نظرمي‌رسد مجموع هزينه‌هاي دريافتي توسط نيروي انتظامي با احتساب ماليات و هزينه تعويض پلاك و عوارض و غيره تفاوتي با هزينه‌هاي تنظيم سند رسمي نخواهد داشت.
فارس: از اين بحث خارج شويم به نظرتان اثبات مالكيت در محاكم قضايي و صرف وقت و هزينه مضاعف براي مردم و دولت سياست درستي است؟
احمدي: به نظر مي‌رسد اول درباره ويژگي‌ها و مزيت‌هاي تنظيم سند در دفاتر اسناد رسمي بايد توضيحاتي براي تنوير افكار عمومي و دفاع از مالكيت و حقوق مردم ارائه شود.
طبق قانون مدني سند رسمي به سندي گفته مي‌شود كه در نزد مأموران رسمي و در حدود صلاحيت آنها تنظيم شده باشد. به عنوان مثال گذرنامه، شناسنامه و گواهينامه در زمره اسناد رسمي هستند و اين در حاليست كه به موجب ماده 4 قانون نيروي انتظامي نقل و انتقال خودرو در صلاحيت اين نيرو و جزء ‌شرح وظايف آن نيست اما تنظيم همه نوع اسناد در صلاحيت ذاتي دفاتر اسناد رسمي بوده و علاوه برآن قانونگذار براي اسناد تنظيم شده در دفاتر اسناد رسمي ويژگي‌هاي خاصي را قائل شده است. از جمله آنكه انكار و ترديد نسبت به آنها مسموع نيست و مفاد اسناد رسمي بدون نياز به حكم دادگاه و از طريق اجراي ثبت قابل اجراست و مواردي از اين دست.
فارس: يعني هرگونه ادعايي درخصوص شناسنامه مالكيت صادره از سوي راهنمايي و رانندگي صرفاً ‌از طريق مراجع قضايي قابل پيگيري است؟
احمدي: بله. ببينيد، تنظيم اسناد در دفاتر اسناد رسمي به نحو شايسته‌اي از مراجعه افراد به مراجع قضايي جلوگيري مي‌كند. درصورتي كه هرگونه ادعايي درباره شناسنامه مالكيت صادره از سوي راهنمايي و رانندگي صرفاً‌ از طريق مراجع قضايي قابل پيگيري بوده و بدين لحاظ حجم عظيمي از پرونده‌ها به مراجع مذكور سرازير مي‌شود كه اين امر خلاف سياست كلي قوه قضاييه در خصوص قضازدايي است ضمن اينكه باب تباني و سوء‌استفاده بطرق مختلف گشوده خواهد شد.
از اين مهمتر جهت تضمين و استحكام بيشتر اسناد تنظيمي در دفاتر اسناد رسمي در ماده 72 قانون ثبت پيش‌بيني شده كه هر يك از قضات و مأموران دولتي كه از اعتبار دادن به مفاد اسناد رسمي استنكاف ورزند و از اين بابت خسارتي به دارنده سند رسمي وارد شود علاوه بر تعقيب انتظامي، مسئول جبران خسارت وارده نيز خواهند بود كه اين مزايا و ويژگي‌ها براي هيچ سند ديگري از جمله شناسنامه مالكيت سبز رنگ صادره از طرف راهنمايي و رانندگي پيش‌بيني نشده كه متأسفانه در برخي خبرها، اسناد تنظيمي در دفاتر اسناد رسمي، اوراقي بي‌ارزش توصيف شده‌اند كه اين گفته مي‌تواند توهين به سازمان ثبت ‌و قوه قضائيه و قانون تلقي شود.
فارس: آيا سند رسمي با چنين خصوصيات و ويژگي‌هايي كه تنها به برخي از آنها اشاره شد چند ورق بي‌ارزش است؟ و آيا قابل مقايسه با اسناد ديگر هست؟
اين سردفتر تهراني گفت كه معلوم نيست چرا علي‌رغم نظرات كارشناسان و حقوقدانان در اين امر خصوصاً‌ كميسيون محترم قضايي مجلس شوراي اسلامي، نيروي انتظامي به حذف دفاتر اسناد رسمي از چرخه نقل و انتقال خودرو اصرار مي‌ورزد و آيا واقعا‌ً تصميم بركاهش هزينه‌هاي مردم از بابت تنظيم سند است يا درصدد ايجاد اشتغالي جديد براي بازنشستگان نيروي انتظامي و نيروهاي پيماني موسسه رهگشا هستند؟
به نظر مي‌رسد حذف نيروهاي مسئول و متخصص در زمينه تنظيم انواع قراردادها كه همگي از نيروهاي تحصيل كرده اين مرز و بوم و افراد موثق و مورد اعتماد و امين جامعه هستند، از چرخه نقل و انتقال خودرو خلاف اصل 44 قانون اساسي و مفاد برنامه پنج ساله چهارم توسعه كشور نيز هست

شرايط جديد ثبت ازدواج موقت

سيدسلمان ذاكر نماينده اروميه و عضو كميسيون قضايي گفت: در جلسه عصر دیروز كميسيون قضايي، نمايندگان شرايط جديدي را در ذيل ماده 22 لايحه حمايت از خانواده براي ثبت ازدواج موقت قرار دادند.

به گزارش فارس وی گفت: نمايندگان ضمن بررسي ماده 22 تغيير و تحولي شكلي در اين ماده به وجود آوردند كه بر اساس آن اين ماده بدين شكل تغيير يافت، «در موارد ذيل ثبت نكاح موقت يا بذل آن الزامي است؛ 1- توافق زوجين؛ 2- باردار شدن زوجه؛ 3- شرط ثبت ضمن عقد».
ذاکر ادامه داد: البته نمايندگان به بند چهارم در نظر گرفته شده براي اين ماده كه بر اساس آن عقد موقت بيشتر از 2 يا 3 سال ثبت مي‌شد، راي ندادند.
وي در پايان اظهار كرد: حجت‌الاسلام رازيني معاون حقوقي و توسعه قضايي قوه قضائيه، بداغي معاون حقوقي رييس‌جمهور، تعدادي از نمايندگان زن و مرد مجلس و نماينده‌اي از مركز پژوهش‌ها ميهمانان دیروز كميسيون قضايي بودند.
مواد 22، 23 و 24 لايحه حمايت از خانواده به دليل آنچه كه نمايندگان به عنوان ايراد شكلي در مواد يادشده عنوان كردند بنا به دستور رييس مجلس در جريان بررسي اين لايحه به كميسيون قضايي ارجاع داده شده بود.
مذاكره مجلس درباره لايحه خانواده
همچنين نمايندگان مجلس بررسي لايحه حمايت خانواده را تا مشخص شدن تکلیف مواد جنجالی این لایحه به حال تعلیق درآوردند.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی که روز گذشته ادامه رسیدگی به این لایحه را در دستور کار داشتند، به بررسی و تصویب مواد 28 تا 58 آن پرداختند، اما بررسی ماده 59 (آخرین ماده) لایحه حمایت خانواده را -به علت نامشخص بودن تکلیف سه ماده جنجالی 22، 23 و 24 که به موضوع ازدواج موقت، ازدواج مجدد مردان و تعیین مالیات برای مهریه می‌پردازد- متوقف کردند.
البته در جلسه دیروز مجلس، مواد 28 تا 58 لایحه حمایت خانواده به سرعت به تصویب نمایندگان رسید. از جمله نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، در جريان رسيدگي به لايحه حمايت خانواده تصويب كردند كه «چنانچه مردي بدون ثبت در دفاتر رسمي به ازدواج دائم، طلاق يا فسخ نكاح اقدام يا پس از رجوع تا يك ماه از ثبت آن خودداري يا در مواردي كه ثبت نكاح موقت الزامي است، از ثبت آن امتناع كند، ضمن الزام به ثبت واقعه به پرداخت 20 ميليون ريال يا يك صد ميليون ريال جزاي نقدي يا حبس تعزيري تا 6 ماه محكوم مي‌شود و اين مجازات در مورد مردي نيز كه از ثبت انفساخ نكاح و اعلام بطلان نكاح يا طلاق استنكاف كند نيز برقرار است.»
در ماده ديگر اين لايحه نمايندگان تصويب كردند كه «هرگاه مردي برخلاف مقررات ماده 1041 قانون مدني ازدواج كند به حبس تعزيري از شش ماه تا دو سال محكوم مي‌شود و هرگاه ازدواج مذكور به مواقعه منتهي به نقص عضو يا مرض دائم زن منجر شود زوج علاوه بر پرداخت ديه به حبس تعزيري از دو تا 5 سال و اگر به مواقعه منتهي به فوت زن منجر شود زوج علاوه بر پرداخت ديه به حبس تعزيري از 5 تا 10 سال محكوم مي‌شود.»

انفصال دائم ازاشتغال به سردفتري سردفتراني كه بدون اخذ گواهي،نسبت به ثبت ازدواج يا طلاق اقدام مي‌كنند‌

نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در ادامه‌ي بررسي لايحه‌ي حمايت خانواده تصويب كردند كه هر سردفتر رسمي كه بدون اخذ گواهي، نسبت به ثبت ازدواج و يا انحلال نكاح يا اعلام بطلان طلاق يا نكاح اقدام كند، به انفصال دائم از اشتغال به سردفتري محكوم مي‌شود.
به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، در ادامه‌ي بررسي لايحه‌ي حمايت خانواده تصويب كردند كه هر سردفتر رسمي كه بدون اخذ گواهي موضوع ماده 26 و 34 اين قانون يا بدون اخذ اجازه‌نامه‌ي مذكور در ماده 1060 قانون مدني يا حكم صادر شده در مورد تجويز ازدواج مجدد يا برخلاف مقررات ماده 1041 قانون مدني به ثبت ازدواج اقدام كند يا بدون حكم دادگاه يا گواهي عدم امكان سازش يا گواهي موضوع ماده 43 اين قانون يا حكم تنفيذ راجع به احكام خارجي، به ثبت هريك از موجبات انحلال نكاح يا اعلام بطلان طلاق يا نكاح مبادرت كند، به انفصال دائم از اشتغال به سردفتري محكوم مي‌شود.
هم‌چنين در ماده‌ي ديگري نيز مصوب شد كه هر پزشكي كه برخلاف واقع، گواهي موضوع ماده 26 و 34 اين قانون را صادر يا با سوء نيت از دادن گواهي مذكور خودداري كند، بار اول به محروميت از اشتغال به طبابت از يك تا 5 سال و در بار دوم و بالاتر، به حداكثر مجازات محكوم مي‌شود.
به گزارش ايسنا، در جريان بررسي ماده 58 نيز ستار هدايت‌خواه اخطاري درخصوص اصل تفكيك قوا مطرح كرد كه با راي‌گيري، 110 نماينده اخطار را وارد دانستند، لذا ماده 58 به شرح ذيل اصلاح شد: «آيين‌نامه اجرايي قانون حمايت از خانواده بنا بر پيشنهاد وزير دادگستري و به تصويب رييس قوه‌ي قضاييه مي‌رسد».
هم‌چنين فاطمه رهبر نماينده‌ي تهران نيز با تذكري در مورد مراعا بودن مواد 22، 23 و 24 اين لايحه، بررسي ماده 59 اين لايحه كه در مورد نسخ شدن قوانين جاري فعلي پس از تصويب اين لايحه مي‌باشد را مطرح كرد كه تذكر وي نيز وارد دانسته شد و بررسي ماده 59 موكول به اعلام نتيجه و نظر كميسيون قضايي درخصوص مواد مراعا مانده عنوان شد.

درصورت عدم ثبت ازدواج دايم،طلاق يافسخ نكاح ظرف يك ماه دردفاتررسمي ثبت، زوج به حبس ياجزاي نقدي محكوم مي‌شود

نمايندگان مجلس تصويب كردند در صورتي كه ازدواج دايم، طلاق يا فسخ نكاح ظرف يك ماه در دفاتر رسمي ثبت نشود، زوج به پرداخت جزاي نقدي و يا حبس تعزيري محكوم مي‌شود.
به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در جريان رسيدگي به لايحه حمايت خانواده تصويب كردند كه چنانچه مردي بدون ثبت در دفاتر رسمي به ازدواج دايم، طلاق يا فسخ نكاح اقدام يا پس از رجوع تا يك ماه از ثبت آن خودداري و يا در مواردي كه ثبت نكاح موقت الزامي است، از ثبت آن امتناع كند، ضمن الزام به ثبت واقعه به پرداخت 20 ميليون ريال يا يك صد ميليون ريال جزاي نقدي و يا حبس تعزيري تا 6 ماه محكوم مي‌شود و اين مجازات در مورد مردي نيز كه از ثبت انفساخ نكاح و اعلام بطلان نكاح يا طلاق استنكاف كند نيز برقرار است.
در ماده ديگر اين لايحه نمايندگان تصويب كردند كه هرگاه مردي برخلاف مقررات ماده 1041 قانون مدني ازدواج كند به حبس تعزيري از شش ماه تا دوسال محكوم مي‌شود و هرگاه ازدواج مذكور به مواقعه منتهي به نقص عضو يا مرض دايم زن منجر گردد زوج علاوه بر پرداخت ديه به حبس تعزيري از دو تا 5 سال و اگر به مواقعه منتهي به فوت زن منجر شود زوج علاوه بر پرداخت ديه به حبس تعزيري از 5 تا 10 سال محكوم مي‌شود.
براين اساس هرگاه ولي قهري، مادر، سرپرست قانوني يا مسوول نگهداري و مراقبت و تربيت زوجه در ارتكاب جرم موضوع اين ماده تاثير مستقيم داشته باشند به حبس تعزيري از سه ماه و يك روز تا دو سال محكوم مي‌شوند كه اين حكم درمورد عاقد نيز مقرر است.
در اين مصوبه هم چنين هر فرد خارجي كه بدون اخذ اجازه مذكور در ماده 1060 قانون مدني و يا برخلاف ساير مقررات قانوني با زن ايراني ازدواج كند به حبس تعزيري از يك سال تا سه سال محكوم مي شود و هر كس در دادگاه زوجيت را انكار كند و بعدا ثابت شود اين انكار بي اساس بوده و يا برخلاف واقع با طرح شكايت كيفري يا دعواي حقوقي مدعي زوجيت با ديگري شود به حبس تعزيري سه ماه و يك روز تا يك سال و جزاي نقدي ده ميليون ريال تا 50 ميليون ريال محكوم مي‌شود.
به موجب اين مصوبه، اين حكم در مورد قائم مقام قانوني اشخاص مذكور نيز كه علي رغم علم به زوجيت آن را در دادگاه انكار كند و يا علي رغم علم به عدم زوجيت با طرح اين شكايت كيفري يا دعواي حقوقي مدعي زوجيت گردد، جاري است.
نمايندگان هم چنين تصويب كردند كه هر كس با داشتن استطاعت مالي نفقه زن خود را در صورت تمكين او ندهد يا از تاييديه نفقه ساير اشخاص واجب النفقه امتناع كند به حبس تعزيري از شش ماه تا دو سال محكوم مي‌شود كه تعقيب كيفري نيز منوط به شكايت شاكي خصوصي است و در صورت گذشت شكايت در هر زمان تعقيب جزايي يا اجراي مجازات موقوف مي شود.
در تبصره اين ماده نيز امتناع از پرداخت نفقه زوجي كه به موجب قانون مجاز به عدم تمكين است و نيز نفقه فرزندان ناشي از تلقيح مصنوعي يا كودكان تحت سرپرستي، مشمول مقررات اين ماده قرار گرفت.
در ماده 55 نيز نمايندگان تصويب كردند كه هر گاه مسوول حضانت از انجام تكاليف مقرر خودداري كند يا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذي حق شود براي هربار به پرداخت 500 هزار ريال تا 5 ميليون ريال جزاي نقدي و در صورت تكرار به حداكثر مجازات مذكور محكوم شود.

۱۳۸۹ شهریور ۱۳, شنبه

براي انجام معاملات نقل و انتقال خودرو کدام يک ارجح‌ترند دفترخانه‌ها يا نيروي انتظامي؟

خيلي از مردم وقتي براي ثبت معامله خودرو به دفاتر اسناد رسمي مراجعه مي‌كنند، شايد از مبلغي كه بايد به عنوان هزينه نقل وانتقال رسمي خودرو بپردازند، تعجب كنند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به عقيده ناجا هم مبلغي كه در اين دفترخانه ها دريافت مي‌شود، بيش از هزينه واقعي نقل و انتقال خودروست؛ بنابراين اين نهاد دولتي مي‌خواهد با حذف دفاتر اسناد رسمي از جريان معامله خودرو و در اختيار گرفتن رشته ثبت معاملات، از پرداخت پول بيشتر توسط مردم جلوگيري کند.
• آيا قانون اجازه حذف دفترخانه از جريان معامله خودرو را مي دهد؟
ماده 30 لايحه نحوه رسيدگي به تخلفات و دريافت جرايم مربوط به حمل و نقل مقرر كرده است كه نقل و انتقال خودرو به موجب سند رسمي انجام شود.
درلايحه جديد كه بناست روز دوشنبه - 15 شهريور - در صحن علني مجلس مطرح شود، برخي با اين استناد كه دفاتر اسناد رسمي مبلغي بيش از آنچه بايد از مردم دريافت مي كنند، خواهان حذف اين ماده از لايحه شده تا براي معامله خودرو تنها تنظيم سند عادي و نه رسمي كافي باشد و مردم به جاي حضور در دفترخانه ها براي ثبت معاملات خودرو به مراكز تعويض پلاك ناجا مراجعه كرده و مالكيت خودرو را واگذار كنند.
اين عده براي خواسته خود به قانون ثبت استناد مي‌كنند كه ثبت نقل و انتقال اموال منقول را اختياري مي‌داند.
اما ماده 42 قانون ماليات بر ارزش افزوده، دفاتر اسناد رسمي را مكلف به پرداخت ماليات نقل و انتقال و عوارض سالانه در قبال تنظيم سند بيع يا وكالت براي فروش انواع خودرو كرده است. در واقع قانون ثبت، قانوني كلي است كه توسط قانون ماليات تخصيص داده شده است، پس پشتوانه قانوني چندان محکمي براي حذف دفاتر اسناد رسمي از معاملات خودرو وجود ندارد.
با اين حال همچنان عده‌اي تصور مي‌كنند نهاد ديگري غير از دفاتر اسناد رسمي مي توانند اين معاملات را انجام دهند تا از پرداخت پول اضافه توسط مردم جلوگيري كنند.
• سهم دفترداران از معاملات انتقال خودرو چه قدر است؟
اگر شما امروز تصميم بگيريد يك خودرو ماكسيما اتوماتيك بخريد، بايد مبلغي در حدود 658 هزار تومان به عنوان هزينه نقل و انتقال بپردازيد. البته اين پول زيادي است، اما همه‌ي آن‌ به حساب يك نفر يا حتي يك نهاد نمي‌رود.
مبلغي كه توسط دو طرف معامله خودرو به دفتر اسناد رسمي پرداخت مي شود از چهار جزء تشكيل شده است: مالياتي كه بايد براي معامله هر خودرو پرداخت شود كه نرخ آن يك درصد مبلغ سند است و نيم درصد مبلغ سند نيز بابت حق ثبت است كه البته با ماليات تفاوت دارد. دو قسمت ديگر مبلغ پرداختي به عنوان هزينه نقل و انتقال رسمي خودرو سهم بيمه و ماليات شغلي و سهم حق التحرير دفتر اسناد رسمي است. بنابراين از 658 هزار تومان پرداختي، 375 هزار تومان ماليات، 187 هزار و 500 تومان حق ثبت، 47 هزار و 600 تومان سهم بيمه و ماليات شغلي و 47 هزار و 600 تومان سهم حق‌التحرير دفتر اسناد رسمي است؛ يعني در حدود 7.2 درصد كل مبلغ پرداختي.
يادآور مي شود که هرگونه تغييري در مبلغ ماليات يا حق ثبت بايد توسط قانون گذار و در مجلس شوراي اسلامي مصوب شود؛ پس با واگذاري ثبت اسناد به نيروي انتظامي يا هر ارگان ديگري به نظر نمي رسد که مبالغ پرداختي از سوي خريدار يا طرفين معامله كمتر از اين شود، زيرا تعيين حق ماليات و ثبت از سوي مجلس تاکنون روند افزايشي داشته، نه کاهشي.
تنها سهم بيمه و حق التحرير دفتر اسناد رسمي قابل تغيير يا حذف است. حال سوالي که به ذهن مي رسد اين است که آيا نيروي انتظامي مي‌خواهد تنظيم سند عادي را بدون كارمزد انجام دهد؛ در حالي كه همين حالا براي هر بار تغيير پلاك مبلغي بيش از 30 هزار تومان از متقاضيان دريافت مي‌كند؟
• تخلف سردفتران دليل توقف ثبت رسمي معاملات خودرو
شايد اين سوال پيش بيايد كه آنچه به عنوان هزينه نقل و انتقال رسمي خودرو بيان مي‌شود با آنچه در عمل دريافت مي‌شود، فاصله دارد. البته كسي منكر وجود برخي تخلفات در هر صنف و نهادي نيست، ولي صرف بروز برخي بي‌قانوني‌ها نمي‌تواند دليلي براي توقف تنظيم سند رسمي معاملات خودرو شود.
دفترهاي اسناد رسمي توسط سازمان بازرسي كل كشور، سازمان ثبت اسناد واملاك، اداره كل ثبت استان‌ها، وزارت امور اقتصادي و دارايي و بازرسي كانون سردفتران و دفتر ياران به طور مرتب بازرسي مي‌شوند. يعني يكي از بيشترين نظارت‌ها در بين تمامي دستگاه‌ها بر اين صنف اعمال مي‌شود. در اين رابطه براي جلوگيري از هرگونه مشکل و بروز تخلف، طرفين معامله مي توانند هزينه هاي مجاز و مصوب ثبت معامله خودرو را از دفترداران طلب کنند.
• ناجا زيرساخت هاي لازم براي انجام معاملات خودرو را دارد؟
يكي از منابع مهم حقوق، عرف مردم است و مردم در حدود 80 سال است كه براي ثبت اسناد و اموال خود به دفاتر اسناد رسمي مراجعه مي‌كنند.
از طرف ديگر اين دفاتر پراكندگي بسيار خوبي در سطح شهرها و استان‌هاي كشور دارند. تنها در تهران يک هزار و 800 دفتر ثبت اسناد وجود دارد، در حالي كه تنها شش مركز تعويض پلاك در پايتخت وجود دارد؛ آن هم در اطراف شهر كه دسترسي به اين مراكز را مشكل‌ مي‌كند. در كل كشور 8 هزار دفتر ثبت اسناد وجود دارد كه در مقابل تنها 400 مركز تعويض پلاك در سراسر كشور پراكندگي نسبتا خوبي محسوب مي شود. واضح است كه مراجعه به يكي از 8 هزار دفتر اسناد رسمي بسيار ساده‌تر از رفتن به يكي از 400 مركز تعويض پلاك نيروي انتظامي براي انجام معاملات خودروست. ضمن اين كه با مراجعه به يكي از اين‌ 400 مركز و ديدن صف‌هاي طولاني مي توان متوجه نارضايتي مردم شد. حال چه رسد به اين که اين مراکز مسووليت جديدي را نيز عهده دار شوند.
در اين بين عنوان مي شود که قرار است که اين وظيفه به مراکز خدمات پليس+10 واگذار شود تا نگراني ها از بابت کمبود مراکز تعويض پلاک نيز برطرف شود؛ ولي کارشناسان حقوق اين موضوع را مطرح مي کنند که در شرايطي که كمبود نيروي متخصص در اين مراكز، همين حالا انجام وظيفه ذاتي آن‌ها را كه تعويض پلاك خودروست با مشكل مواجه كرده، چگونه قرار است يک مسووليت جديد و البته حساسي را هم به آنها واگذار کرد.
• ناجا صلاحيت حقوقي براي انجام معاملات خودرو را دارد؟
اغلب مردم تصور مي‌كنند معامله خودرو تنها انتقال مالكيت آن به ديگري است؛ در صورتي كه انجام هر معامله‌اي نيازمند افراد داراي شرايط لازم براي رعايت موازين قانوني مختص اين موضوع است.
احراز هويت افراد، احراز قصد، احراز اهليت، كنترل ممنوع المعامله نبودن، توضيح و تفهيم شروط ضمن عقد تفهيم آثار قرارداد و بسياري موارد ديگر تنها به عهده سردفتر اسناد رسمي است و سردفتران در اين زمينه داراي مسووليت هاي مدني، كيفري و انتظامي‌اند و بايد در مقابل قانون و اشخاص حقيقي پاسخگو باشند.
موضوع ديگر آن كه تمام قراردادهاي واگذاري خودرو شامل خريد و فروش نمي‌شود. اگر فردي بخواهد خودرو خود را «هبه» كند يا در رهن بگذارد، آيا باز هم امكان تنظيم سند عادي - و نه رسمي - براي اين معامله توسط كسي غير از كارشناسان حقوقي ممكن است؟
• نقل وانتقال خودرو وظيفه‌اي تصدي‌گرانه يا حاكميتي؟
دفترهاي اسناد رسمي از بارزترين نمونه‌هاي اصل 44 و خصوصي سازي‌اند كه بدون تحميل هزينه اضافي به دولت اقدام به وصول حقوقي مثل ماليات و حق ثبت مي كنند؛ در حالي كه اگر بنا باشد ثبت اسناد عادي - و نه رسمي - معاملات خودرو توسط مراكز تعويض پلاك صورت گيرد، ماليات آن يا بايد شخصا توسط مردم پرداخت شود، يا اين‌ كه توسط ماموران مالياتي دريافت شود كه هزينه‌هاي سنگين براي دولت به دنبال خواهد داشت.
طبق اصل 44 قانون اساسي، نهادهاي حاكميتي حق ورود به امور تصدي گرانه را ندارند و پر واضح است كه نقل وانتقال خودرو وظيفه‌اي تصدي‌گرانه است، نه حاكميتي.
با توجه به آنچه گفته شد به نظر نمي‌رسد دليل موجهي براي واگذاري نقل و انتقال خودرو به ناجا و تغيير اسناد رسمي معاملات خودرو به اسناد عادي وجود داشته باشد. با اين حال بايد تا سه روز ديگر صبر كرد و منتظر نظر نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي در مورد ابقاي اختيار معامله خودرو براي دفاتر اسناد رسمي يا واگذاري آن به ناجا و تبديل اسناد رسمي معملات خودرو به اسناد عادي ماند.

۱۳۸۹ شهریور ۱۲, جمعه

نگاهي به مراجع رسيدگي به اختلافات مالياتي

اعمال قدرت مالياتي يكي از نشانه‌هاي بارز حاكميت دولت به شمار مي‌رود و با قدرتي كه قانون در اختيار دستگاه مالياتي قرار مي‌دهد، در طي مراحل تشخيص و وصول، داراي اختيارات گسترده و منحصر به فردي است كه با توسل به اين وسايل و ابزار قانوني بتوانند به موقع و به سهولت ماليات را وصول نمايند و در عين حال، حقوق مؤديان مالياتي را نيز رعايت كنند.

تشخيص ماليات بايد بر اساس ماخذ صحيح و متكي به دلايل و اطلاعات كافي باشد (ماده 237 ق. م. م) ولي در برخي موارد مؤديان مدعي به عدم رعايت قوانين و مقررات و تشخيص ماليات به صورت خودسرانه مي‌باشند. در اين صورت، قانون جهت رعايت حال مؤديان و ايجاد اعتماد آنان امكان اعتراض به تشخيص دستگاه مالياتي را فراهم نموده است.
امكان اعتراض به عملكرد دستگاه مالياتي از ابتدايي‌ترين حقوق مؤديان مي‌باشد. لذا علاوه بر اينكه به ميزان ماليات يا امكان تعديل و رعايت مقررات قانوني امكان اعتراض به ماليات وجود دارد، تخلفات انتظامي ماموران مالياتي نيز قابل تعقيب است.
الف - مراجع اداري
مؤدي ظرف سي روز پس از ابلاغ برگ تشخيص1 مي‌تواند به مندرجات برگ تشخيص اعتراض نمايد. در ابتدا جهت كوتاه نمودن مسير رسيدگي، اعتراض به صورت اداري مورد رسيدگي قرار مي‌گيرد. رد در اين مرحله به معناي منتفي دانستن برگ تشخيص ماليات مي‌باشد. لذا برگ تشخيص صادر و ماليات مؤدي منتفي مي‌گردد. در مهلت مقرر معمولا برگ تشخيص جديد صادر نمي‌نمايند بلكه برگ قطعي2 ماليات را صادر مي‌نمايند و يا اگر اسناد و مدارك را موثر در تعديل درآمد تشخيص دهد آن را تعديل مي‌نمايد.
تعديل در اين مرحله به معناي كسر نمودن ماخذ ماليات نسبت به صدور برگ تشخيص صادره مي‌باشد. لذا در هر دو مورد در صورتي كه موجبات رضايت مؤدي فراهم گردد ظهر برگ تشخيص به امضاي مؤدي و و مسئول مربوطه برسد اختلاف موجود بين مؤدي و دستگاه مالياتي حل و فصل گرديده و پرونده مختومه مي‌گردد و مؤدي موظف به پرداخت ماليات متعلق خواهد بود. در غير اين صورت، پرونده جهت رسيدگي به هيئت حل اختلاف مالياتي ارجاع مي‌گردد.
ب - هيئت حل اختلاف مالياتي بدوي
رسيدگي‌هاي خارج از دستگاه قضايي كه امروزه در اكثر قوانين مرسوم و پديد آمده است به نظر تدوين‌كنندگان آن تسريع در رسيدگي و جلوگيري از اطاله دادرسي است و از سوي ديگر اين هيئت‌ها يا كميسيون‌ها به صورت تخصصي به موضوع رسيدگي مي‌نمايند. نكته حائز اهميت اينكه جنبه استقلال و بي‌طرفي هيئت عموما مورد ترديد واقع مي‌گردد و به دفعات آراي اين هيئت‌ها در مراجع بالاتر مورد نقض قرار گرفته است. عموما نمايندگان امور مالياتي خود را مدافع حقوق دستگاه مالياتي مي‌دانند، در حالي كه چنين برداشت و تفسيري از قانون برنمي‌آيد.
هر هيئت حل اختلاف مالياتي از سه نفر تشكيل خواهد شد:
1- يك نفر نماينده سازمان امور مالياتي كشور
2- يك نفر قاضي اعم از شاغل يا بازنشسته
3- يك نفر نماينده تشكل‌ها يا مجامع حرفه‌اي
اعضاي هيئت‌ها داراي استقلال راي و با حفظ بي‌طرفي كامل بايستي به موضوع رسيدگي نمايند و رسميت جلسه با حضور سه نفر اعضا مي‌باشد ليكن در راي‌گيري اكثريت مناط اعتبار است.
سازمان امور مالياتي، اداره امور هيئت‌هاي حل اختلاف را بر عهده خواهد داشت و حق‌الزحمه اعضا از بودجه سازمان تامين خواهد شد.
مؤدي مالياتي و دستگاه مالياتي مي‌توانند نماينده‌اي را جهت حضور در جلسه اعزام دارند. ليكن عدم حضور آنان مانع از رسيدگي هيئت نخواهد شد و با توجه به اصلاح ماده 247 ق.م.م مصوب 1388 آراي هيئت حل اختلاف بدوي غيرقطعي و قابل اعتراض در هيئت حل اختلاف تجديدنظر مي‌باشد.
ج- هيئت حل اختلاف تجديدنظر
در اصلاحات قانون ماليات‌هاي مستقيم در سال 1380 ماده 247 از مواد قانون ماليات‌ها حذف گرديد و در واقع رسيدگي هيئت‌هاي حل اختلاف به صورت يك مرحله‌اي درآمد و اعتراض به آراي هيئت حل اختلاف فقط قابل رسيدگي در شوراي عالي مالياتي بود. ليكن به موجب قانون الحاق يك ماده به عنوان ماده 247 به قانون ماليات‌هاي مستقيم در تاريخ 20/2/1388 به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد. به موجب اين ماده در صورتي كه آراي هيئت حل اختلاف بدوي ظرف بيست روز پس از ابلاغ (طبق ماده 203) مورد اعتراض كتبي مؤدي يا ماموران مالياتي قرار گيرد، قابل رسيدگي در هيئت حل اختلاف تجديدنظر خواهد بود.
هيئت حل اختلاف تجديدنظر از سه نفر مندرج در ماده 244 تشكيل خواهد شد و با حضور سه نفر جلسه رسميت دارد. طبيعي است كه اعضاي هيئت تجديدنظر نسبت به موضوع مطروحه نبايستي قبلا اظهارنظر داشته يا راي داده باشند.
نظر به اينكه رسيدگي‌هاي مقرر در شوراي عالي مالياتي يا ديوان عدالت اداري بسيار بطئي و طولاني است، قانون‌گذار پيش‌بيني نموده است كه بسياري از اختلافات مالياتي در همان مراحل اوليه حل و فصل گردد. اين راه‌حل، هم براي دستگاه مالياتي سودمند است و هم مؤديان مالياتي؛ زيرا دستگاه مالياتي هرچه سريع‌تر به وصول ماليات مي‌پردازد و وضعيت مؤدي نيز روشن و شفاف مي‌گردد.
- ترتيب رسيدگي
رسيدگي در هيئت‌ها اصولا به صورت حضوري است و مؤدي يا نماينده وي و نيز نماينده اداره امور مالياتي مي‌توانند در جلسه رسيدگي حاضر شوند. وقت جلسه بايستي به آنان ابلاغ گردد و تاريخ ابلاغ و روز جلسه نبايد كمتر از ده روز باشد. ليكن عدم حضور آنان مانع از رسيدگي هيئت نخواهد بود.
د - شوراي عالي مالياتي
شوراي عالي مالياتي به عنوان مرجع عالي كه داراي وظايف مهمي مي‌باشد، تلقي مي‌گردد و در برخي موارد به عنوان بازوي مشورتي رئيس كل سازمان امور مالياتي يا وزير امور اقتصادي و دارايي به شمار مي‌آيد. شوراي عالي مالياتي مركب از 25 نفر عضو كه از بين اشخاص صاحب‌نظر، مطلع و مجرب در امور حقوقي، اقتصادي، مالي، حسابداري و حسابرسي كه حداقل داراي مدرك تحصيلي كارشناسي باشند به پيشنهاد رئيس كل سازمان امور مالياتي و حكم وزير امور اقتصادي و دارايي منصوب مي‌گردند. دوره عضويت اعضا سه سال مي‌باشد و در اين مدت قابل تغيير نيستند.
وظايف و اختيارات شوراي عالي مالياتي به شرح زير مي‌باشد:
1- تهيه آيين‌نامه‌ها و بخشنامه‌هاي مربوط به اجراي قانون ماليات‌هاي مستقيم.
با توجه به اينكه سازمان امور مالياتي كشور به موجب بند «الف» ماده 59 قانون برنامه سوم توسعه ايجاد گرديده است، يك موسسه دولتي محسوب مي‌گردد كه زير نظر وزير امور اقتصادي و دارايي مي‌باشد. لذا رئيس سازمان مستقلا حق صدور هيچ‌گونه بخشنامه يا آيين‌نامه‌اي را ندارد و اين اختيار نيز به رئيس سازمان امور مالياتي كشور اعطا نگرديده است. خصوصا موضوع صدور بخشنامه‌هاي مالياتي مبتلابه عموم آحاد جامعه است كه در موارد متعددي به علت عدم رعايت مقررات اين بند ابطال گرديده است.
2- پيشنهاد و اعلام نظر در مورد شيوه اجراي قوانين و مقررات مالياتي.
3- اظهارنظر در مورد موضوعات و مسائل مالياتي كه وزير امور اقتصادي و دارايي يا رئيس سازمان ارجاع مي‌نمايند.
4- رسيدگي به آراي قطعي هيئت‌هاي حل اختلاف مالياتي.
در اين مورد شوراي عالي مالياتي داراي هشت شعبه مي‌باشد و هر شعبه مركب از سه عضو خواهد بود. رسيدگي در شوراي عالي مالياتي به صورت شكلي مي‌باشد و در صورت نقض راي هيئت حل اختلاف به هيئت ديگري ارجاع خواهد شد كه هيئت مذكور مكلف است طبق نظريه شورا عمل نمايد.
- آراي وحدت رويه شوراي عالي مالياتي
هرگاه در شعب شوراي عالي مالياتي نسبت به موارد مختلف رويه‌هاي مختلف اتخاذ شده باشد حسب ارجاع وزير امور اقتصادي و دارايي يا رئيس كل سازمان امور مالياتي كشور يا رئيس شوراي عالي مالياتي هيئت عمومي شوراي عالي مالياتي با حضور رئيس شورا و روساي شعب تشكيل خواهد شد و موضوع مورد اختلاف را بررسي كرده و نسبت به آن اتخاذ نظر و اقدام به صدور راي مي‌نمايند. راي هيئت عمومي كه با دو سوم اعضا اتخاذ مي‌گردد براي شعب شورا و هيئت‌هاي حل اختلاف در موارد مشابه لازم‌الاتباع است.
هـ - هيئت مقرر در ماده 251 ق.م.م مكرر
اين مرجع رسيدگي به عنوان يكي از طرق شكايت فوق‌العاده رسيدگي به شكايات از ماليات‌هاي قطعي مي‌باشد كه به علت انقضاي مهلت‌هاي اعتراض قابل طرح در مرجع ديگري نيست. همچنين در مورد ماليات‌هاي غيرمستقيم نيز اين جاري است. دستور رسيدگي در اين مرجع كه با وزير امور اقتصادي و دارايي مي‌باشد به هيئتي مركب از سه نفر به انتخاب وزير ارجاع مي‌گردد. راي اكثريت قطعي و لازم‌الاجرا مي‌باشد. طبيعي است كه آراي اين هيئت سه نفري نيز قابل شكايت در ديوان عدالت اداري مي‌باشد.
و - ديوان عدالت اداري
ديوان عدالت اداري به عنوان مرجع قضايي بر عملكرد دستگاه‌هاي اجرايي و هيئت‌ها و كميسيون‌ها نظارت دارد و اين نظارت از طريق رسيدگي قضايي صورت مي‌گيرد. لذا اين نظارت به سه طريق مي‌باشد:
1- رسيدگي به شكايات و تظلمات و اعتراضات اشخاص حقيقي يا حقوقي از آيين‌نامه‌ها و ساير نظامات و مقررات دولتي و شهرداري‌ها از حيث مخالفت مدلول آنها با قانون و يا عدم صلاحيت مرجع مربوط يا تجاوز و سوءاستفاده از اختيارات كه از جمله صلاحيت‌هاي هيئت عمومي ديوان عدالت اداري است. (بند يك ماده 11 قانون) اجراي مفاد اين بند از طريق ابطال مصوبات يا بخشنامه‌ها صورت مي‌گيرد.
2- رسيدگي به اعتراضات و شكايات از آرا و تصميمات كميسيون‌هاي مالياتي (بند 2 ماده 11) اين بند از طريق رسيدگي به اعتراضات و شكايات نسبت به آراي كميسيون‌هاي حل اختلاف يا شوراي عالي مالياتي يا كميسيون مقرر در ماده 251 مكرر صورت مي‌گيرد و ديوان صلاحيت رسيدگي به آن را دارد.
3- در صورت انقضاي مهلت‌هاي اعتراض به نظر مي‌رسد طبق بند 2 ماده 11 قانون ديوان عدالت اداري، ديوان عدالت اداري، صلاحيت رسيدگي به برگ قطعي ماليات را نيز دارد. زيرا صدور برگ قطعي ماليات از جمله تصميمات و اقدامات واحد دولتي است كه مستقيما قابل طرح در ديوان عدالت اداري مي‌باشد.
پيشنهاد:
مراجع مختلف حل اختلاف مالياتي كه در جهت تسريع رسيدگي و اجراي عدالت مالياتي مي‌باشند، مي‌توان بيان داشت كه افزايش توان نيروهاي دستگاه مالياتي و آموزش مستمر آنها باعث جلوگيري از اين همه اطاله دادرسي خواهد شد و اين چنين عدالت مالياتي كه منظر نظر قانون‌گذار است، بهتر قابل اجرا مي‌باشد.
پي‌نوشت:
1- هرچند قانون ماليات‌ها به تعريف برگ تشخيص نپرداخته است ولي مي‌توان اين چنين تعريف نمود «برگه‌اي كه ماخذ ماليات‌ها و ميزان تعلق ماليات در آن درج گرديده است كه پس از ابلاغ امكان اعتراض به آن وجود دارد.»
2- برگ قطعي «برگه‌اي كه پس از طي مراحل قانوني اعتراض يا انقضاي مهلت‌هاي آن صادر كه مأخذ ماليات و ماليات متعلق در آن درج و امكان رسيدگي از طريق مراحل عادي اعتراض نمي‌باشد.»
ماهنامه كان وکلا  شماره 102،

۱۳۸۹ شهریور ۱۰, چهارشنبه

و امام هنوز زنده است…


نهم شهریور ۱۳۵۷ … ، ۳۲ سال از ناپدید شدن امام موسی صدر می گذرد.  ۳۲ سال گفتنش آسان است. می دانی فرزندش چگونه می شمارد؟
“روزهای اول فکر می کردیم فقط چیزی به تاخیر افتاده. اول از دفترت و دوستانت در لبنان سراغت را گرفتیم. ما هنوز فرانسه بودیم و تو هم قرار بود بیایی آنجا. چون مامان بستری بود و قرار جراحی داشت. شماره هتلت در لیبی را گرفتیم. به وزارت خارجه تلفن زدیم. کسی جواب درستی نمی‌داد. نمی دانم چرا از سفارت سراغت را نگرفتیم. نمی دانم اگر گرفته بودیم الان فرقی می کرد یا نه. این را می دانم که خیلی جوان و نادان بودم. ۲۲ سالم بود و هیچ وقت فکر نکرده بودم که اگر تو نباشی چه کار باید کرد؟ هیچ وقت فکر نکرده بودم ممکن است از یکی از این سفرهای شرق و غرب که به امید بهبود جهان، رنج رفتنش را می کشی ، برنگردی. تو همیشه آن قدر مطمئن و توانا به نظر می آمدی که کسی خیال نمی کرد روزی بایست برای تو کاری کرد. آنکه همیشه در خطر بود تو بودی و آنکه همیشه کاری می کرد هم تو بودی. تو قرار بود کشته شوی، تو دشمن داشتی، تو خیانت دیده بودی، تو دروغ شنیده بودی، تو تنها بودی، اما آنکه قرار بود بایستد و کم نیاورد هم تو بودی. ما در این بازی نبودیم. تو همیشه بین ما و فاجعه ایستاده بودی. انگار اینها رازهای دردناکی بودند که مال تو بودند و تو برای برملا نکردنشان تعهدی داده بودی.”
فرزندش می شمارد ۱۱۶۸۱ روز ، ۱۱۶۸۲ روز، ۱۱۶۸۳ روز … او روزانه می شمارد … و هنوز پدر نیامده است.
جاده های جنوب لبنان، در پیچ تپه های مشرف به دریا، و یا مشرف به کوه های عامل، تو را به دل روستاهای کوچکی می بَرد که یک سویش مسجد می بینی، و سوی دیگرش کلیسا. مسجد و کلیسایش اما، مجلل نیستند. فقط کمی بزرگتر از خانه ها هستند. اما باید از ماشین پیاده شوی و در روستا قدم بزنی تا بفهمی نانوا مسلمان است و بقال مسیحی. تا ببینی مجسمه ی کوچک مریم را آویخته شده از پنجره ای، در حالی که از پنجره ی همسایه اش صوت قرآن می آید. باید در روستا قدم بزنی تا ببینی عکس های کهنه ی امام موسی صدر را، چه درون قابی آویخته در پشتِ دَخل بقالی، و چه چسبیده بر دیواری در نانوایی. تبنین که جای خودش را دارد. شهریست در دل کوه های عامل، با شهروندان مسیحی و شیعه. و صور، که شهرِ امام بود. شهری که در آن زندگی می کرد، نماز جمعه می خواند. در کلیسایش خطبه می خواند. و فکر و ذکرش محرومان ِ شهر صور بود.
شهر صور زیباست. اما خالی از اوست. … و هنوز موسی صدر نیامده است.
عکس های امام آویخته شده بر اینجا و آنجا کم کم رنگ می بازند. پوسیده می شوند. سالها گذشته است. دیگر نسل جوان، کمتر او را می شناسد. جز نامی، و شنید ِ خاطره ای از زبان ِبزرگترها. اما اندیشه ی امام است که به این شهرها زندگی داده است. آن اندیشه ای که امروز کودکان ِ مسیحی و مسلمان را در مدرسه ها، کنار هم می نشاند. همبازی هم می کند.اندیشه ای که فراتر از یک فرقه ی خاص بود و همه ی مردم لبنان را شامل می شد. اندیشه ای که می گفت : “لبنانِ فردا، سرزمین صلح و فرصت های برابر است. جایی که ارزشها و آزادی ساکن است”ـ
امام را رهبر جنبش محرومان لبنان می خواندند. آنان که به دنبال آبادانی و خلاصی از محرومیت بودند. آنان که قربانی جنگ داخلی بودند. و امام براشان، پیام آور صلح بود و دوستی. رنگارنگ بود چون رنگ های مذاهب در لبنان. مردم لبنان با اندیشه ی او، شب و روز ِ دوران جنگ داخلی را گذرانند. با افزارِ او، صلح طلبان، دست دوستی به سوی جنگ طلبان دراز کردند. با پیام برابری ِ او، به نبرد با نابرابری های قومی مذهبی شتافتند. حال آنکه امام در میانشان نبود … و هنوز امام نیامده است.
“اگر دایی ِ تو در لبنان می بود، من اینطور آواره نمی شدم و به اینجا (فرانسه) نمی آمدم.” این، درد و  دل ِِ امام خمینی با پسر خواهر امام موسی صدر (صادق طباطبایی) است. امام خمینی، تازه به فرانسه آمده بود. چند ماه پیش از آن، زمانی که امام موسی صدر هنوز پل ارتباطی بین جهان عرب بود، به عنوان یک ایرانی، از نفوذش برای سلب حمایت دول عرب از رژیم شاه تلاش می کرد. او به امام خمینی پیام داده بود که شرایط را برای تشرّف ایشان به مکه، و دیدار با برخی از سران کشورهای عرب، مهیا می کند. ایده ی گسترش دامنه ی جنبش انقلابی ایران را در سر می پروراند. و امین ِ امام خمینی بود. … انقلاب ایران پیروز شد. … و هنوز موسی صدر نیامده است.

ایشان روند انقلاب را پیش‌بینی می‌کرد و تحلیل می‌نمود. سپس اضافه کرد که من عازم لیبی هستم و در پی این هستم که این سه جناح، یعنی سوریه، لیبی و مصر را به یکدیگر نزدیک کنم. اعتقاد ایشان این بود که نزدیک شدن این سه کشور، در انقلاب ایران تاثیر دارد – از خاطرات آیت الله طاهری خرم آبادی
د

و هنوز امام نیامده است … اما هنوز امام در دلها زنده است. در دلها تکثیر شده است. و اوست که در دلهای آزادی خواهان ِ دیندار، فریاد آزادی خواهی سر می دهد. دست دوستی دراز می کند. از دین رحمانی سخن می گوید. و از حق محرومان و از دادخواهی ستمدیدگان، از ارزشهای ناب و از آزادی … و هنوز امام موسی صدر زنده است.
صبر تا کی ؟ سکوت تا کجا ؟ ۳۲ سال گذشت … و امام موسی صدر ۸۲ ساله شد … و او می آید .
——–
منبع نقل خاطرات و نامه ها و بیانیه ها :
موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر
http://www.imamsadr.ir/
یاران ِ صدر
http://www.yaranesadr.ir
جنبش وبلاگی صبر ِ صدر
http://imamsadr.blogfa.com
http://www.imamsadr.ir/didgah/bahamrahan.php