۱۳۸۹ آذر ۱۳, شنبه

عزل و تعيين قيم جديد

يک وکيل پايه يک دادگستري، گفت: مطابق ماده 54 قانون امور حسبي عزل و تعيين قيم جديد و تعيين قيم موقت و ساير امور محجور که راجع به دادگاه است با دادگاهي است که قيم را تعيين کرده است.
بهزاد اکبرآبادي کارشناس ارشد حقوق جزا در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، درمورد فصل چهارم از کتاب دهم قانون مدني (عزل قيم) اظهار كرد: هر گاه دادستان بر يکي از موجبات عزل قيم مطلع شد از دادگاه تقاضاي عزل قيم را مي‌كند و دادگاه پس از رسيدگي و اثبات امر، او را عزل مي‌كند.
وي افزود: دادگاه بدون دليل و بدون اثبات امر نمي تواند قيم را عزل کند زيرا سمت قيوميت به وسيله حکم دادگاه به قيم داده شده و زوال آن هم نياز به حکم دادگاه و صراحت قانوني دارد.
اکبرآبادي تصريح کرد: مطابق ماده 1250 قانون مدني، هر گاه قيم به اموال مولي عليه يا جنايت نسبت به شخص او مورد تعقيب مدعي العموم واقع شود، محکم به تقاضاي مدعي العموم قيم ديگري براي اداره اموال مولي عليه معين خواهد کرد.
وي خاطرنشان کرد: چنانچه رسيدگي پايان يابد و قرار عدم تعقيب صادر شود و يا در رسيدگي دادگاه تبرئه شود، دادگاه قيم موقت را عزل مي‌كند و قيم سابق را در سمت خود ابقاء مي کند.
اين عضو پيوسته انجمن جرم شناسي ايران، ادامه داد: بر اساس بند سه ماده 1248 قانون مدني، از ديگر مواردي که قيم عزل مي شود اين است که قيم به علتي غير از جرايم قبل محکوم به حبس شود به اين جهت نتواند امور مالي مولي عليه را اداره کند از سمت قيوميت معزول مي‌شود که در اينجا عامل عزل صرف زندان بودن است و جرم ارتکابي مورد نظر قانونگذار نيست.
اکبرآبادي گفت: بر اساس بند پنج ماده 1248 قانون مدني، هرگاه قيم توانايي يا لياقت در اداره اموال مولي عليه را نداشته باشد و يا در اثر پيري، بيماري، اعتياد به مواد مخدر يا مصرف مشروبات الکلي اين توانايي و لياقت را در دوران قيوميت از دست داده باشد و يا اينکه بازداشت قانوني قيم موجب ضرر و زيان مالي و جسمي محجور شود، دادستان تقاضاي عزل او را از دادگاه كرده و دادگاه طبق مقررات قانوني موارد را رسيدگي و در صورت احراز امر، قيم را عزل مي کند.
وي عنوان کرد: هر گاه قيم بدون عذر موجه تعلل و اهمال در دادن صورت حساب ساليانه نمايد و يا سوء نيت در آن داشته باشد عزل مي شود. ماده 1244 قانون مدني در اين خصوص مقرر مي دارد، قيم بايد لااقل سالي يک مرتبه حساب دفتري خود را به مدعي العموم يا نماينده او بدهد و هرگاه ظرف يک ماه از تاريخ مطالبه مدعي العموم حساب را ندهد به تقاضاي وي معزول مي‌شود.
اکبرآبادي گفت: اما اگر قيم در اثر آماده نبودن صورت حساب زمان تصدي خود در اثر پيچيده بودن صورت حساب‌ها و نامناسب بودن محاسبه املاک و وصول قيمت نتواند به موقع حساب زمان تصدي خود را بدهد، عزل خواهد شد زيرا تاخير آن موجه بوده و زمان جمع آوري و فروش و وصول قيمت محصول زراعي منظم نيست.

روش تعیین نام شركتها و مؤسسات غیر تجاری

روش ثبت تعیین نام شركت و مؤسسات غیر تجاری كه در نظر است در تهران و یا در ادارات ثبت شهرستانها به ثبت برسد كه فقط در اداره كل ثبت شركتها و مالكیت صنعتی انجام می شود
اقدامهای این مرحله بشرح ز یر است:
تعیین نام شركت و مؤسسات غیر تجاری كه قبلاً سابقه ای نداشته مؤسسین قصد تاسیس آن را دارند.
تعیین نام شركتها و مؤسسات غیر تجاری كه قبلاً سابقه ثبت داشته حال قصد تعویض نام آن را دارند.
تعیین نام شركتها و مؤسسات غیر تجاری خارجی كه در كشورهای خارجی سابقه ثبت داشته و شعبا تی از آنها در ایران تاسیس می شود. در اقدام اول كسانیكه قصد تاسیس شركتها و مؤسسات غیر تجاری را در تهران دارند، پس از تكمیل شركتنامه و اظهار نامه كه از قسمت فروش اوراق بهادار تهیه می شود و اساسنامه كه بوسیله متقاضیان تكمیل می گردد و سایر مدارك لازم در شركتهای با مسئولیت محدود و سهامی خاص و در مورد مؤسسات فرم مخصوص مؤسسه و پروانه تاسیس مؤسسه كه قبلاً بوسیله شهربانی جمهوری اسلامی ایران بطور محرمانه به اداره ثبت شركتها ارسال شده و در قسمت تعیین نام نگهداری می شود ، پس از بررسی و اینكه دستور تعیین نام در بالای اوراق داده شده و اطمینان كامل از هویت متقاضی اقدام و كوشش در جهت انتخاب یك اسم از سری اسامی پیشنهادی كه بطور جداگانه و به ترتیب اولویت بوسیله متقاضی ارائه شده صورت می گیرد ، با مراجعه به دفاتر موجود بطوریكه اولاً با فرهنگ انقلاب اسلامی مطابقت نماید، ثالثاً با مراجعه به دفاتر موجود و كثرت نام شركتهای ثبت شده موجود سعی می شود كه همواره نام انتخابی تشابه اسمی با نام شركتهای ثبت شده را پیدا نكند پس از حصول اطمینان از اینكه نام انتخابی یك اسم مطلوب می باشد در دفتر مربوطه با توجه به نوع شركت و تاریخ ماه و سال وارد می شود. علاوه بر این در بالای اوراق ارائه شده نیز نام شركت را با توجه به نوع آن نوشته و امضاء می شود كه باید مورد تایید و موافقت مدیر كل و یا معاون و یا رئیس اداره مربوطه واقع شود كه در بالای اوراق نظر خود را اعلام می دارد.
چون در قسمت تعیین نام كنترل اسامی كلیه شركتها و موسسات غیر تجاری كه در ایران به ثبت می رسند مورد بررسی است. اشخاصی كه در شهرستانها قصد تاسیس شركت را دارند، بایستی حتماً برای تعیین نام شركت خود از مركز كسب تكلیف نمایند. اینكار بوسیله نامه یا تلگرافی از ادارات ثبت استعلام می شود و یا متقاضی خود مستقیماً با درخواست كتبی مراجعه نموده و تقاضای نام می نماید. كلیه این نامه ها پس از اینكه وارد دفتر اندیكاتور اداره شود در قسمت نام مورد بررسی قرار می گیرد و از اسامی انتخابی نام مطلوب انتخاب و بوسیله نامه برای شهرستان مربوطه صادر می شود.برای هر نام مدت دو ماه اعتبار در نظر گرفته شده است سپس اسم شركت و نام شهرستان و شماره دفتر اداره و تاریخ روز در دفاتر وارد می شود.
ب- در اقدام نوع دوم نسبت به تغییر نام شركتها بایستی صورتجلسه تغییر نام را كه شركاء موافقت خود را بوسیله آن تغییر نام شركت را نموده اند را تسلیم نمایند. پس از بررسی نام جدید انتخاب و در صورتجلسه ارائه شده منعكس می شود و در دفاتر تعیین نام نیز وارد می شود و برای اقدام و صدور آگهی نزد مسئول مربوطه فرستاده می شود.
ج- در اقدام نوع سوم نسبت به شركتهای با تابعیت خارجی بنحو شركتهای با تابعیت ایرانی عمل می شود و در دفتر مخصوص شركتهای خارجی منعكس می شود.
د- پرونده كلیه شركتهای تازه تاسیس كه آنها صادر شده و در قسمت بایگانی وارد دفاتر كل شده اند در مرحله نهائی به قسمت تعیین نام آورده می شوند در این قسمت در مقابل هر نام شركت در دفاتر موجود كه شماره ثبت و تاریخ روز و ماه تاسیس شركت كه بصورت خالی مانده بود تكمیل می شود و در پرونده در قسمت و در ردیف خود ضبط می شود.
ه- در مورد اسامی شركتهائی كه برای شهرستانها بوسیله نامه صادر شده و مدت دو ماه اعتبار در نظر گرفته شده مسئولین ادارات ثبت بوسیله نامه یا تلگراف ثبت شركت جدید را با قید تاریخ و شماره ثبت به مركز اعلام و كلیه این نامه ها در قسمت تعیین نام جمع آوری شده و در مقابل نام هر شركت تاریخ ثبت و شماره ثبت كه به شهرستانها داده شده در دفاتر مربوطه وارد می شود و اسامی انتخاب شده هر سه ماه یكبار جهت ثبت در دفاتر سال آینده به ماشینهای كامپیوتری داده می شود.
و- در مورد تاسیس شركتهای تعاونی در مرحله نهائی اینگونه پرونده ها به قسمت تعیین نام فرستاده می شود كه در این قسمت نام شركت تعاونی و شماره ثبت و تاریخ ثبت آنها در دفاتر مربوطه وارد و به قسمت بایگانی شدن فرستاده می شود.
ر- دیگر اقداماتی كه در قسمت تعیین نام صورت می گیرد با توجه به كثرت شركتهای ثبت شده در ایران تعیین شماره ثبت شركتها می باشد.
1- نامه هایی كه از دادگاه و سازمانها و دیگر نهادها و ارگانهای دولتی و شركتها كه فقط نام شركت در آن مشخص است به اداره ثبت شركتها فرستاده شده برای استخراج پرونده و دادن اطلاعات مورد نظر در قسمت تعیین نام با توجه به نام شركت و شماره ثبت آنها از دفاتر موجود استخراج و در روی نامه های ارسالی نوشته و كلیه نامه ها به بایگانی فرستاده می شوند.
2- اكثر مراجعین كه فقط نام شركت را می دانند به قسمت تعیین نام مراجعه نموده و با توجه به اسم شركت شماره ثبت آنها از دفاتر موجود استخراج و به آنها داده می شود.
بطور كلی در قسمت تعیین نام های ارسالی از وزارتخانه ها و دادگاهها و سازمانها و ادارات و شركتها همگی بطور جداگانه تفكیك شده و مورد بررسی و اقدام قرار می گیرد.
ص- در مورد اعتراض شركتها به اسامی متشابه كه بعلت عدم مشاهده در دفاتر و یا به نظر مدعی یا مدعیان به اسم اعلام شده در این قسمت اعتراض آنها مورد بررسی و اقدام قرار می گیرد و حتی در مواقع ضروری با مراجعه به دادگاهها، ذینفع را در این مرحله یاری میدهد.
روش رسیدگی و ثبت صورتجلسات مجمع عمومی عادی
روش رسیدگی و ثبت صورتجلسه مجمع عمومی عادی شركتهای سهامی ثبت شده با تابعیت خارجی و ایرانی.(قانون ثبت شركتها ماده 1 الی 12 مواد 71 الی 106 و 144 الی 156 قانون تجارت)
ثبت تغییرات شركتهای خارجی در ایران. هر شركت خارجی برای اینكه بتواند بوسیله شعبه یا نماینده به امور تجاری یا صنعتی یا مالی در ایران مبادرت نماید باید در مملكت اصلی خود شركت قانونی شناخته شده باشد و در اداره ثبت اسناد تهران به ثبت رسیده باشد(اداره ثبت شركتها و مؤسسات غیر تجاری)
شرط فعالیت در ایران:
شركت خارجی وقتی می تواند در ایران فعالیت داشته باشد كه از سابق در ایران به ثبت رسیده باشد. هر گونه تغییرات شركت كه در محدوده قانون پیش بینی شده قابل آگهی باشد.
تغییرات و تصمیماتی كه می باید به اداره ثبت شركتها ارائه گردد:
تغییرات:
الف- نام شركت
ب- نوع شركت
پ- مركز اصلی شركت
ت- تابعیت شركت
ث- مقدار سرمایه شركت
ج- هر گونه تغییر در امر صنعتی یا تجاری یا مالی كه شركت در ایران مبادرت می كند
چ- تغییر در نماینده یا نمایندگان عمده شركت
ح- تغییر در نام و آدرس صحیح شخص یا اشخاص كه مقیم ایران بوده و برای در یافت كلیه ابلاغات مربوطه به شركت صلاحیت دارند.
2- چنانچه شعب جدیدی تاسیس و یا نمایندگان جدیدی تعیین شوند و یا نماینده عمده شركت در ایران تغییر یابد قائم مقام او برای ثبت سمت خود باید اسناد ذیل را به اداره ثبت شركتها ارائه نماید.
الف- اظهار نامه به زبان فارسی كه مشخصاً امضاء كرده باشند. مواد اختیار نامه مطابق ماده 7 نظامنامه اجراء قانون ثبت شركتها.
كلیه اوراق شركتهای خارجی كه به تقاضل نامه ها منضم می گردد باید به فارسی تهیه شده و یا یك تر جمه مصدق به فارسی ضمیمه آن شود.
ممهور به مهر شركت ما در كنسولی ایران در همان كشور باشد مهلت های مقرره برای تقاضای ثبت تغییرات حاصله در شعب یا نمایندگانی كه در ایران دارد مانند نماینده عمده شركت و یا نمایندگان مستقل دیگر شركت در ایران و همچنین برای تغییر شخص یا اشخاصی كه برای در یافت كلیه ابلاغات راجع به شركت صلاحیت دارند عبارت است از دو ماه از تاریخ تغییر، و برای تغییرات حاصله در خود شركت، سه ماه از تاریخ تغییر ،«اگر مركز اصلی شركت در آسیا به استثناء شرق اقصی و یا در اروپا و یا در آمریكای شمالی باشد» و چهار ماه مهلت اگر در سایر ممالك باشد، خواهد بود.
چه كسی نماینده عمده یك شركت خارجی تلقی می شود:مقصود از نماینده عمده شركت خارجی كه در قانون ثبت شركتها ذكر شده كسی است كه شركت خارجی به او اختیار لازم داده است و تعهدات او بسمت نمایندگی شركت بمنزله تعهدات خود شركت محسوب می شود.
تغیرات راجع به نمایندگان شركت و یا مدیران شعب آن باید به اداره ثبت اسناد كتباً اطلاع داده شود تا وقتی كه این اطلاع داده نشده عملیاتی كه نماینده و یا مدیران سابق بنام شركت انجام داده عملیات شركت محسوب می شود. مگر آنكه شركت اطلاع اشخاصی را كه بنحوی با شركت در ارتباط هستند و ادعای حقی می نمایند از تغییر نماینده و یا مدیر خود بثبوت رساند.
تغییرات این نوع شركتها معمولاً در محدوده مجامع عمومی عادی اعم از سالیانه و یا بطور فوق العاده و مجمع عمومی فوق العاده و یا در هیئت مدیره قابل بررسی می باشد. هر یك از این مجامع وظایفی و اختیاراتی دارند بشرح ذیل بررسی می گردد:
الف- در صورتیكه تصمیمات مجمع عمومی متضمن یكی از امور ذیل باشد یك نسخه از صورتجلسه مجمع باید جهت ثبت به مرجع ثبت شركتها ارسال گردد.
انتخاب مدیران بازرس یا بازرسان
تصویب ترازنامه
كاهش یا افزایش سر مایه و یا هر نوع تغییر در اساسنامه
انحلال شركت ونحوه تصفیه آن
صورتجلسه مجمع عمومی عادی اعم از سالیانه و یا بطور فوق العاده :
الف- مجمع عمومی عادی حدائقل سالی یك بار در موقعی كه در اساسنامه پیش بینی شده است
ب- رسیدگی به ترازنامه، حساب سود و زیان سال مالی قبل
پ- صورت دارائی،مطالبات ،دیون شركت
ت- صورت جلسه دوره عملكرد سالیانه شركت
ث- رسیدگی به گزارش مدیران
ج- گاهی در خلال سال مالی برای اتخاذ تصمیم در باره ا موری كه در وظیفه و صلاحیت مجمع عمومی عادی است از قبیل استعفاء مدیر یا بازرس دعوت مجمع عمومی عادی بطور فوق العاده ضرورت یافته و در این مورد نیز هیئت مدیره همچنین بازرس یا بازرسان شركت با توجه بماده 92 مكلف به دعوت مجمع عمومی عادی بطور فوق العاده خواهند بود .
وظایف و اختیارات مجمع عمومی عادی
به استناد ماده 86 قانون تجارت اتخاذتصمیم نسبت به كلیه امور شركت بجز آنچه كه در صلاحیت مجمع عمومی مؤسس و فوق العاده است با مجمع عمومی عادی شركت می باشد، از جمله وظایف و اختیارات این مجمع بقرار زیر می باشد.
تصویب ترازنامه و صورتحسابهای شركت
انتخاب یا تجدید انتخاب مدیر یا مدیران
انتخاب و تجدید انتخاب بازرس یا بازرسان
عزل بازرس بشرط انتخاب جانشین آنها و بازرس و بازرسان سایر امور مربوط به حسابهای سال مالی تشكیل می شود.
اتخاذ تصمیم درباره پیشنهادهائیكه ممكن است در حدود قانون و اساسنامه شركت از طرف مدیران و یا بازرسان و صاحبان سهام بشود.
تعیین روزنامه جهت درج آگهی های شركت در سال آینده و سپس مجمع عمومی كلیه تصمیمات خود را طی صورتجلسه به اداره ثبت ارسال می نماید و ممیز ثبت ارسال می نماید و ممیز ثبت شركتها صورتجلسه را با قانون تجارت تطبیق داده و اقدام به تهیه پیش نویس آگهی می نماید.
موارد مورد توجه:
یا كلیه صاحبان سهام در جلسه حاضر می باشند یا خیر؟ چنانچه حاضر می باشند اخذ لیست صاحبان سهام حاضر در جلسه كه به امضاء كلیه آنها رسیده باشد(رعایت مفاد ماده 99 و 100 قانون اصلاح قسمتی از قانون تجارت)
مجامع عمومی توسط هیئت رئیسه یا مركب از رئیس ، یك منشی و دو ناظر اداره می شود. در صورتیكه ترتیب دیگری در اساسنامه پیش بینی نشده باشد ، ریاست مجمع با رئیس هیئت مدیره خواهد بود. مگر در مواقعی كه انتخاب یا عزل بعضی از مدیران یا كلیه آنها جزء دستور جلسه مجمع باشد. در این صورت رئیس مجمع از بین سهامداران حاضر در جلسه به اكثریت نسبی انتخاب خواهد شد ناظران لزوماً از بین صاحبان سهام انتخاب خواهند شد. ولی منشی جلسه الزامی نیست صاحب سهم باشد (ماده 101 قانون تجارت9 و طبق ماده 97 قانون تجارت هیات مدیره را مكلف می نماید كه دعوت را از طریق روزنامه كثیر الانتشار كه آ گهی مربوط به شركت در آن نشر می گردد بعمل آورند لذا زمانیكه مدعی می گردند كه كلیه سهامداران در جلسه حاضرند می باید ماده 99 را نیز اجراء نمایند.
اعضاء هیئت مدیره منتخب باید از بین سهامداران باشند
اخذ مفاصا حساب دارائی محل در خصوص نقل و انتقال سهام و تطبیق لیست قبلی با فعلی ، هر گاه رئیس جلسه ناظر یا ناظرین وكالتاً (رسمی یا عادی مورد قبول هیات رئیسه) ذیل صورتجلسه را امضاء نمایند، اخذ وكالتنامه از طرف ممیز ضروری بنظر می رسد. هر چند در سایر موارد اخذ وكالت در شركتهای سهامی خاص از مواردیست كه می باید هیئت رئیسه به آن رسیدگی نماید و صرف اعلام هیئت رئیسه برای ممیز می تواند كافی باشد. ولی بنظر می رسد برای حصول اطمینان از اینكه ماده 101 بطور دقیق انجام شده، می باید ممیز و وكالتنامه نظار و رئیس جلسه را اخذ نماید و حدود اختیارات ایشان را در وكالتنامه رسیدگی نماید. هر چند كه مسئولیت هیئت رئیسه جهت اخذ لیست بجای خود باقی است قانونگذار پیش بینی نموده است كه هر گاه در مجمع عمومی تمام موضوعات مندرج در صورتجلسه منجر به اخذ تصمیم نشود هیئت رئیسه مجمع با تصویب مجمع می تواند اعلام تنفس نموده و تاریخ جلسه بعد را كه نباید دیرتر از دو هفته باشد تعیین كند. تمدید جلسه محتاج به دعوت و آگهی مجدد نیست و در جلسات بعد مجمع با همان حد نصاب جلسه اول رسمیت خواهد داشت.(ماده 104 قانون تجارت) البته در این مورد نیز تفسیرها و نظرات مختلف است. درمورد اینكه... تاریخ جلسه بعد را كه نبایددیرتر ازدو هفته باشد تعیین ووعده ای را عقیده براین است كه از نظر قانون دوره تسلسل رد بوده و منظور فقط یكبار جلسه بیشتر از جلسه اولیه بوده كه فاصله مدت آن نباید از دو هفته بیشتر باشد. ولی مخالفین نظر اول استدلال می نمایند كه در كلیه امور قانونگذار خود پیش بینی مقطع زمانی را نموده و ضمانت اجرائی برآن مقرر نموده است. بطور مثال هر گاه جلسات تنفس آنقدر ادامه یلبد كه سال مالی گذشته ولی هنوز بازرس انتخاب نگردیده باشد و یا تصویب تراز نشده باشد بازرس سال بعد، از لحاظ صدور آگهی نمی تواند گزارش مربوط به تراز سال مالی را ارائه نماید و یا عدم ارائه ترازنامه به دارائی معادل با اخذ جریمه های سنگین بوده و صاحبان سهام را بر آن می دارد كه قبل از دیدن موعد مقرر تصمیم مقتضی را گرفته و تصویب تراز نامه را به ادراه ثبت شركتها و دارائی ارائه نماید.
اكثریت لازم جهت تشكیل مجمع عمومی عادی و اتخاذ تصمیمات آن برای تشكیل مجمع عمومی عادی حضور دارندگان حداقل بیش از نصف سهامی كه حق رای دارند ضروری است. اگر در اولین دعوت حد نصاب حاصل نشده باشد مجمع می باید بار دوم دعوت ای نبار با حضور هر عده از صاحبان سهام كه حق رای دارند رسمیت خواهد داشت و اخذ تصمیم در چنین جلسه ای اعتبار قانونی داشته و مشروط براینكه در دعوت دوم نتیجه دعوت اول قید شده باشد (ماده 87 قانون تجارت) لذا در تشكیل این مجامع ممیز موظف می باشد كه هرگاه جلسه در نوبت اول تشكیل شده باشد یك روزنامه دعوت اخذ نماید و دقت گردد كه آگهی مربوطه در همان روزنامه ایكه سال قبل عنوان روزنامه شركت انتخاب شده درج گردیده باشد ولی هرگاه اخذ تصمیم در جلسه دوم بعلت عدم حصول اكثریت صاحبان سهام تشكیل نشود ممیز مكلف به اخذ صورتجلسه منفی و آگهی های نوبت اول و نوبت دوم می باشد. فاصله بین نشر دعوتنامه مجمع عمومی و تاریخ تشكیل آن حداقل ده روز و حداكثر چهل روز باشد. البته حد نصاب قانون را از لحاظ حداقل اساسنامه می توان بالاتر برده ولی از لحاظ حداكثر چنین پیش بینی ممكن نمی باشد(ماده 48 قانون تجارت) در چنین مجامعی همیشه تصمیمات به اكثریت نصف بعلاوه یك آراء حاضر در جلسه معتبر می باشد، مگر در موارد انتخاب مدیران و بازرسان كه اكثریت نسبی كافی خواهد بود (ماده 88 قانون تجارت)

چه كسی آگهی دعوت را می باید بدهد: در درجه اول هیئت مدیره این آگهی را باید بدهد چنانچه هیئت مدیره مجمع عمومی عادی سالانه را در موعد مقرر دعوت نكند بازرس یا بازرسان مكلفند راساً اقدام به دعوت مجمع مزبور بنمایند.(ماده 91 قانون تجارت) البته افراد فوق الذكر می توانند در مواقع مقتضی مجمع عمومی عادی را بطور فوق العاده دعوت نمایند.در این صورت دستور جلسه مجمع باید در آگهی دعوت قید شود. آگهی دعوت در روزنامه را می توانند دارندگان یك پنجم سهام نیز بدهند.(مفاد ماده 95 قانون تجارت) در موقع رسیدگی به تصویب ترازنامه ممیز می باید اولاً دقت نماید كه سال قبل شركت، بازرس یا بازرسان خود را جهت رسیدگی به حسابها تعیین نموده باشد. ثانیاً گزارش بازرس قانونی شركت اخذ و قرائت گردیده، سپس اقدام به تصویب تراز نموده باشد. در صورتیكه مجمع عمومی بدون دریافت گزارش بازرس، براساس گزارش اشخاصی كه بر خلاف ماده 147 اصلاحی قسمتی از قانون تجارت بعنوان تعیین شده اند صورت دارائی و ترازنامه و حساب سود و زیان شركت را مورد تصویب قرار دهد. این تصویب به هیچ وجه اثر قانونی نداشته و از درجه اعتبار ساقط خواهد بود. تبصره ماده 89 قانون تجارت (جدید) چنین مقرر می دارد: قرائت گزارش بازرس یا بازرسان شركت در مجمع عمومی، اخذ تصمیم نسبت به ترازنامه و حساب سود و زیان سال مالی معتبر نخواهد بود در مورد روزنامه می باید ممیز اولاً دقت نماید كه سال قبل روزنامه دعوت انتخاب شده باشد، تا روزنامه دعوت سال فعلی مورد قبول باشد. چنانچه آخرین روزنامه انتخاب شده در توقیف باشد یا به هر علتی روزنامه انتخاب نشده باشد. در این صورت رویه اداره ثبت شركتها بر آن می باشد، كسانی در قانون می توانند آگهی دعوت را بدهند كه سه بار در یكی از روزنامه رسمی می باید آگهی دعوت را با دستور جلسه داده باشند كه یكی از مواد آن نیز انتخاب روزنامه می تواند باشد، بدهد و لااقل یك ماه از تاریخ نشر اولین آگهی گذشته، جلسه را تشكیل دهند. كارشناس پس از بررسی به موارد مذكور و تطبیق آن با قوانین تجاری پیش نویس آگهی جهت ثبت در دفتر و درج در روزنامه تهیه و نزد رئیس اداره ثبت شركتها و موسسات غیر تجاری یا مسئول مربوطه ارسال می دارد.
منبع : سایت :www.ssaa.ir

دانستنی های مالیاتی(قسمت اول)؛ مودیان مالیاتی از قانون چگونه استفاده کنند؟

بر اساس قانون هر شهروندی دارای حقوقی است که دولت موظف به تحقق آنها است و اطلاع از قوانین و مقررات نیز یکی از حقوق شهروندان به شمار می رود که باید از سوی نهادهای قانونگذار و مجری به شکل موثر دنبال گردد، از این رو پایگاه اطلاع رسانی سازمان امور مالیاتی کشور به منظور آگاهی و اطلاع رسانی پیرامون قوانین و مقررات مالیاتی به شکلی سلسله وار مبادرت به ارایه بخشی از قوانین مالیاتی می نماید.
به گزارش روابط عمومی کانون سردفتران و دفتریاران به نقل از رسانه مالیاتی ایران، برقراری امنیت، ارایه خدمات شهری، آموزشی و خدمات امدادی و رفاهی تنها بخشی از وظایف دولت در برابر حقوق مردم است، اما منابع مالی این خدمات از کجا تامین می شود؟ در بسیاری از کشورها شهروندان در مقابل حقوق و خدماتی که از دولت دریافت می کنند وظایفی را هم بر عهده دارند که پرداخت مالیات به عنوان تامین کننده منابع مالی خدمات دولتی یکی از اصلی ترین آنها محسوب می شود. هر چند این رویه معقول از قدیم در کشور ما بدلیل اتکا به درآمدهای نفتی کمتر مورد توجه بوده، اما خوشبختانه طی دهه های اخیر مورد تاکید دولتمردان و کارشناسان اقتصادی قرار گرفته و حتی در رفتار اقتصادی مردم هم تاثیر گذاشته است که برای نمونه می توان به رشد ارایه اظهارنامه های مالیاتی در سال جاری اشاره کرد. به گفته کارکنان ادارات مالیاتی اگرچه ارایه اظهارنامه از سوی مشمولان مالیات رشد چشمگیری داشته اما متاسفانه بسیاری از مراجعه کنندگان به دلیل عدم آگاهی از وظایف قانونی خود دچار مشکلاتی در رسیدگی به پرونده های مالیاتی می شوند.
 این گزارش با استناد به قانون، مشمولان مالیاتی را معرفی کرده و به بیان وظایف آنها برای پرداخت مالیات به عنوان یک تکلیف شخصی برای تامین منافع ملی می پردازد. مالیات و انواع آن مالیات به زبان ساده وجوهی است که دولت بر ای تامین هزینه های خود از اشخاص دریافت می کند، به بیان دیگر مالیات مبلغی است که دولت بر اساس قانون و به منظور تقویت عمومی حکومت و تامین مخارج عامه از اشخاص، شرکت ها و موسسات دریافت می کند. تقسیم بندی مالیات ها به مالیات های مستقیم و غیر مستقیم عمده ترین نوع طبقه بندی در آمارهای دولتی در سطح بین المللی است که مالیات مستقیم دامنه وسیع تری نسبت به مالیات غیر مستقیم دارد. در ساختار بودجه کشور ما نیز درآمدهای مالیاتی در طبقه بندی به دو گروه یاد شده تقسیم می شود. بر این اساس مالیات های غیر مستقیم شامل دو بخش مجزا تحت عناوین ذیل می باشد:
1-      مالیات بر تولید و واردات ، 2- مالیات بر مصرف و فروش.
 مالیات های مستقیم مالیات هایی هستند که از مودیان در هنگام تحصیل درآمد یا دارایی اخذ می شود. بر اساس قانون، مالیات های مستقیم دارای دو بخش اصلی مالیات بر دارایی و مالیات بر درآمد است. بخش مالیات بر دارایی شامل: مالیات سالانه املاک، مالیات مستغلات مسکونی خالی، مالیات بر اراضی بایر، مالیات بر ارث و حق تمبر بود که در اصلاحات صورت گرفته در قانون مواد مربوط به مالیات سالانه املاک، مالیات مستغلات مسکونی خالی و مالیات بر اراضی بایر حذف شد. بخش مالیات بر درآمد شامل: مالیات بر درآمد املاک، مالیات بر درآمد کشاورزی، مالیات بر درآمد حقوق، مالیات بر درآمد مشاغل، مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی، مالیات بر درآمد اتفاقی و مالیات بر جمع درآمد ناشی از منابع مختلف است. مشمولان مالیات مستقیم بر اساس ماده 1 قانون مالیات های مستقیم اشخاص زیر مشمول پرداخت مالیات می باشند:
1- کلیه مالکین اعم از اشخاص حقیقی یا حقوقی نسبت به اموال یا املاک خود واقع در ایران طبق مقررات باب دوم قانون مالیات های مستقیم.2- هر شخص حقیقی ایرانی مقیم ایران نسبت به کلیه درآمدهایی که در ایران یا خارج از ایران تحصیل می نماید.
3- هر شخص حقیقی ایرانی مقیم خارج از ایران نسبت به کلیه درآمدهایی که در ایران تحصیل می کند.
4- هر شخص حقوقی ایرانی نسبت به کلیه درآمدهایی که در ایران یا خارج از ایران تحصیل می نماید. 5- هر شخص غیر ایرانی (اعم از حقیقی یا حقوقی) نسبت به درآمدهایی که در ایران تحصیل می کند و همچنین نسبت به درآمدهایی که بابت واگذاری امتیازات یا سایر حقوق خود و یا دادن تعلیمات و کمک های فنی و یا واگذاری فیلم های سینمایی (که به عنوان بها یا حق نمایش یا هر عنوان دیگر عاید آنها می گردد) از ایران تحصیل می کند. اما بر اساس ماده 2 این قانون اشخاص زیر مشمول پرداخت مالیات نیستند :
1- وزارتخانه ها و موسسات دولتی
2- دستگاههایی که بودجه آنها به وسیله دولت تامین می شود
3- شهرداری ها
 وظایف قانونی مودیان مالیاتی
الف) وظایف اشخاص حقیقی (صاحبان مشاغل)
1- صاحبان مشاغل براساس اصلاحیه قانون مالیاتهای مستقیم از لحاظ تشخیص درآمد مشمول مالیات به سه گروه عمده تقسیم می شوند: گروه نخست مشاغلی که مکلف به نگهداری دفاتر قانونی (روزنامه و کل) می باشند، گروه دیگر شامل آن دسته از صاحبان مشاغل که مکلف اند دفتر مشاغل (درآمد و هزینه) نگهداری نمایند و گروه سوم مشاغلی هستند که الزامی به نگهداری دفاتر قانونی و یا مشاغل ندارند. بنابراین صاحبان مشاغل بر حسب نوع فعالیتی که انجام می دهند باید نسبت به تهیه دفاتر قانونی موضوع قانون تجارت حسب مورد قبل از شروع سال مالی جدید اقدام نموده و فعالیت های شغلی خود را در آن ثبت نمایند.
2- صاحبان مشاغل مکلف اند اظهارنامه مالیاتی هر سال خود را که شامل ترازنامه و حساب سود و زیان یا حساب درآمد و هزینه یا خلاصه وضعیت درآمد و هزینه است تا پایان تیرماه سال بعد به اداره امور مالیاتی ارایه و مالیات متعلق را به نرخ ماده 131 قانون محاسبه و پرداخت نمایند.3- مودیان مالیاتی می توانند اظهارنامه های موضوع این قانون را به تفکیک با اخذ رسید به اداره امور مالیاتی محل سکونت ارایه کنند.4- هرگاه آخرین روز مهلت یا موعد مقرر برای ارایه اظهارنامه یا سایر اوراقی که مودی مالیاتی به موجب مقررات مکلف به ارایه آن می باشد مصادف با تعطیل یا تعطیلات رسمی شود اولین روز بعد از تعطیلی، موعد مقرر جهت ارایه اظهارنامه یا اوراق مذکور محسوب خواهد شد.
5- ارایه اظهارنامه و پرداخت مالیات مودیانی که در خارج از ایران اقامت دارند و همچنین موسسات و شرکتهایی که مرکز اصلی آنها در خارج از کشور است، چنانچه دارای نماینده در ایران باشند به عهده نماینده آنها خواهد بود.
6- صاحبان مشاغل مکلف اند ظرف 4 ماه از تاریخ شروع فعالیت مراتب را کتباً به اداره امور مالیاتی محل اعلام نمایند. انجام این امر باعث خواهد شد تا از کلیه تسهیلات و معافیت های مالیاتی بهره مند گشته و مشمول 10 درصد جریمه مقرر نیز نشوند. این حکم در مورد صاحبان مشاغل که برای آنها از طرف مراجع ذیربط پروانه یا مجوز فعالیت صادر گردیده است نخواهد بود.
7- در صورتیکه مودی محل های متعدد برای سکونت خود داشته باشد مکلف است یکی از آنها را بعنوان محل سکونت اصلی معرفی نماید.8- هر شخص حقیقی ایرانی که با ارایه گواهی نمایندگی های مالی یا سیاسی دولت جمهوری اسلامی در خارج ثابت کند که از درآمد یک سال مالیاتی خود در یکی از کشورهای خارج بعنوان مقیم، مالیات پرداخته است از لحاظ مالیاتی در آن سال مقیم خارج از کشور شناخته خواهد شد مگر در یکی از موارد زیر: 1) در سال مالیاتی مزبور در ایران دارای شغل بوده باشد – 2) در سال مالیاتی مزبور حداقل شش ماه متوالیاً یا متناوباً در ایران سکونت داشته باشد -3) توقف در خارج از کشور به منظور انجام ماموریت یا معالجه یا امثال آن بوده باشد.9- اشخاص حقیقی یا حقوقی ایرانی مقیم ایران در صورتی که درآمدی از خارج از کشور تحصیل نموده و مالیات آن را به دولت محل تحصیل درآمد پرداخته باشند و درآمد مذکور را در اظهارنامه یا ترازنامه یا حساب سود و زیان خود، حسب مورد طبق مقررات این قانون اعلام نماید، مالیات پرداختی آنها در خارج از کشور و یا آن مقدار مالیاتی که به درآمد تحصیل شده در خارج از کشور با تناسب به کل درآمد مشمول مالیات آنان تعلق می گیرد هرکدام کمتر باشد از مالیات بر درآمد آنها قابل کسر خواهد بود.10- اداره امور مالیاتی می تواند برای رسیدگی به اظهارنامه یا تشخیص درآمد مودی به کلیه دفاتر اسناد و مدارک مربوط مراجعه و رسیدگی نماید و مودی مالیات نیز مکلف به ارایه و ارایه آنها می باشد وگرنه بعداً به نفع او در امور مالیاتی آن سال قابل استناد نخواهد بود. همچنین بموجب ماده 230 درصورتی که اسناد و مدارکی از مودی نزد اشخاص ثالث باشد اشخاص مذکور مکلف اند با مراجعه اداره امور مالیاتی، دفاتر و نیز اصل یا رونوشت اسناد مربوط و هرگونه اطلاعات مربوط به درآمد مودی یا مشخصات او را ارایه دهند وگرنه در صورتی که در اثر این استنکاف آنها زیانی متوجه دولت شود به جبران زیان وارده به دولت محکوم خواهند شد. ب) وظایف اشخاص حقوقی اشخاص حقوقی (شرکتها و موسسات) مکلف اند اظهارنامه و حساب سود و زیان و ترازنامه متکی به دفاتر و اسناد و مدارک خود را حداکثر تا 4 ماه پس از سال مالیاتی به همراه با فهرست هویت شرکا و سهامداران و حسب مورد میزان سهم الشرکه یا تعداد سهام و نشانی هریک از آنها را به اداره امور مالیاتی که محل فعالیت اصلی شخص حقوقی در آن واقع است ارایه و مالیات متعلق را پرداخت نمایند. برای تشخیص درآمد مشمول مالیات و تعیین مالیات متعلقه اشخاص مذکور به استناد ماده 105 قانون مالیاتهای مستقیم طرز محاسبه بدین قرار است، جمع درآمد شرکتها و نیز درآمد ناشی از فعالیتهای انتفاعی سایر اشخاص حقوقی که از منابع مختلف در ایران یا خارج از ایران تحصیل می شود پس از وضع زیانهای حاصل از منابع غیر متعارف و کسر معافیت های مقرر به استثنای مواردیکه طبق مقررات این قانون دارای نرخ جداگانه ای می باشد مشمول مالیات به نرخ بیست و پنج درصد (25%) خواهند بود. لازم به ذکر است اشخاص حقیقی موضوع بند الف ماده 95 قانون مالیاتهای مستقیم و نیز اشخاص حقوقی بغیر از وظایفی که در بالا بدانها اشاره شد وظیفه کسر و پرداخت بموقع مالیاتهای تکلیفی را نیز بر عهده دارند که در ادامه بشرح آن خواهیم پرداخت.
براساس ماده 104 قانون مالیات ها وزارتخانه ها، موسسات دولتی، شهرداری ها، موسسات وابسته به دولت و کلیه اشخاص حقوقی اعم از انتفاعی و غیر انتفاعی و اشخاص موضوع بند الف ماده 95 مکلف اند در هر مورد که بابت حق الزحمه پزشکی، هزینه های بیمارستانی، داوری، مشاوره ای، خدمات مالی و اداری، نویسندگی، هنرپیشگی، نقاشی، دلالی، حق العمل کاری، هرگونه حق الزحمه یا کارمزد، ارایه خدمات اجاره ماشین آلات اداری و هر نوع کار ساختمانی و تاسیساتی، حمل و نقل و وجوهی که بابت حق نمایش فیلم به هر عنوان پرداخت می کنند 5 درصد آن را بعنوان علی الحساب مالیات مودی (دریافت کنندگان وجوه) کسر و ظرف سی روز به حساب تعیین شده از طرف سازمان امور مالیاتی کشور واریز و رسید آن را به مودی ارایه نمایند. چنانچه برای انجام امور فوق قراردادی تنظیم گردد کارفرما مکلف است ظرف سی روز از تاریخ انعقاد قرارداد رونوشت آن را به اداره امور مالیاتی محل با اخذ رسید ارایه نماید.
 
لازم به ذکر است بر اساس قانون مالیات های مستقیم در مواردی که منابع درآمد مذکور در این ماده کاملا از پرداخت مالیات معاف می باشد، کسر علی الحساب مالیات شرح فوق به شرط استعلام قبلی و کسب نظر اداره امور مالیاتی محل، منتفی می باشد. همچنین مودیان اعم از اشخاص حقیقی یا حقوقی برای برخورداری از تسهیلات و معافیت های قانونی ملزم به ارایه اظهارنامه مالیاتی در موعد مقرر می باشند

با بخشنامه رییس کل سازمان امور مالیاتی،ابهامات انجمنهای صنفی،‌مجامع حرفه ای و سایر تشکلهای قانونی در خصوص مالیات برارزش افزوده رفع شد

طی بخشنامه ای از سوی رییس کل سازمان امور مالیاتی کشور ابهامات مربوط به اجرای مقررا ت قانون مالیات بر ارزش افزوده توسط انجمنهای صنفی و مجامع حرفه ای بر طرف شد.
 به گزارش روابط عمومی کانون سردفتران و دفتریاران به نقل از رسانه مالیاتی ایران، ‌در بخشنامه صادره از سوی علی عسکری آمده است: نظر به اینکه در رابطه با اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده توسط انجمنهای صنفی و مجامع حرفه ای سوالاتی مطرح و اخیرا نیز اظهار نظرهای متفاوتی از طریق رسانه های عمومی منتشر شده است،‌ لذا به منظور وحدت رویه مقرر می دارد: کلیه انجمنهای صنفی، ‌مجامع حرفه ای و دیگر تشکلهای قانونی واجد شرایط ثبت نام و مشمول اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده مکلفند ‌در صورت عرضه کالا و یا ارایه خدمات نسبت به انجام تکالیف مقرر قانونی از جمله درج مالیات و عوارض ذیل صورتحسابهای صادره، ‌مطالبه و وصول آن از مشتریان اقدام و سپس وفق مقررات قانونی اظهار نامه های مالیاتی موضوع ماده (‌21) قانون فوق الذکر را تسلیم و همزمان مالیاتهای متعلقه ر اپس از کسر مالیاتهای پرداختی قابل کسر به حسابهای سازمان امور مالیاتی واریز نمایند.
 در این چارچوب صرفا وجوه دریافتی از اعضاء تحت عنوان حق عضویت مشمول مالیات و عوارض موضوعه نخواهد بود. بدیهی است کلیه خریداران کالا و خدمات از جمله انجمنهای صنفی و مجامع حرفه ای و تشکلهای قانونی موظفند هنگام خرید کالا و خدمات از مودیان مشمول اجرای قانون نسبت به پرداخت مالیات و عوارض مندرج در صورتحسابهای صادره اقدام نمایند.
 

۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

چک امانی

چک امانی مفهومی است به ظاهر موجه اما در باطن خود دارای اشکالات فراوانی است. در معاملات و روابط اقتصادی که اقشار مختلف مردم برقرار می‌کنند چک امانی را وسیله‌ای می‌دانندکه جایگزین چک تضمینی گردیده است و این امر به دلیل این است که قانونگذار در ماده ۱۳ قانون چک اصلاحی سال ۱۳۷۲ برای چکی که به عنوان تضمین شده صادر شده و پرداخت نشده است، مجازات حبس از ۶ ماه تا ۲ سال و یا جزای نقدی از یکصد هزار ریال تاده میلیون ریال تعیین کرده است. مجازات در نظر گرفته شده باعث شده که در معاملات طرفین به جای عنوان تضمین از عنوان امانت استفاده کنند و در واقع این واژه امانت راه گریزی برای صادر کننده چک باشد حال برای ورود به بحث از دو دیدگاه چک امانی را بررسی می‌کنیم:

۱ـ دیدگاه صادر کننده ۲ـ دیدگاه گیرنده
1ـ دیدگاه صادر کننده: در اثر یک رابطه قراردادی ضرورت و موجبی پیش می‌آید که شخص چکی را نزد دیگری به عنوان امانت قرار دهد اما آنچه باعث به وجود آمدن چک و امضای آن شده است امانت گذاشتن نیست بلکه تضمین و تحکیم و به وجود آوردن اعتماد است. در واقع شخص برای جلب اعتماد و اطمینان طرف مقابل خود سندی را امضا می‌کند که به موجب آن طرف خود را در خصوص ایراد خسارات احتمالی یا عدم انجام تعهد مطمئن می‌سازد و قصد او به امانت گذاردن چک نیست. بلکه ایجاد انگیزه و اعتماد در طرف مقابل است و استرداد چک مزبور زمانی امکان پذیر است که معامله به طور صحیح و بدون تخلف به اتمام برسد. کما اینکه چنانچه واقعا ماهیت چک امانی به امانت گذاردن بود می‌بایست هرگاه امانت گذارنده اراده کرد بتواند امانت خود را مسترد دارد چرا که او مالک چک است و به محض درخواست رد چک ید امانی امین ساقط می‌شود. در حالی که در چک‌هایی که ادعای امانی بودن آنها می‌شود هرگز چنین نیست. صادر کننده هرگز نمی‌تواند چک خود را هر موقع که اراده کند مسترد دارد بلکه فقط زمان به اتمام رسیدن معامله می‌تواند آن را مسترد نماید چرا که ید مالکانه او ساقط می‌شود و در چنین صورتی مفهومی از امانت به چشم نمی‌خورد.
۲ـ گیرنده چک: گیرنده چک به عنوان یک امانت به چک ماخوذه نمی‌نگرد بلکه او به عنوان اهرمی قانونی و دارای جنبه کیفری به چک دریافت شده می‌‌نگرد. گیرنده چک هرگز به دنبال این نیست که طرف معامله‌اش امانتی به او بسپرد زیرا امانت را او باید در نهایت برگرداند و نگهداری از امانت، مسوولیت‌ها و محدودیت‌هایی دارد که گیرنده با هدف معامله وارد یک رابطه اقتصادی شده نه با هدف نگهداری از امانت آنها.
گیرنده چک چیزی می‌خواهد که بتواند ادعای حاکمیت آن را بکند ولی چک امانی چیزی نیست که امین بتواند ادعای حاکمیتش را داشته باشد بنابراین چه بهتر چکی را که اخذ می‌کند در وجه حامل باشد تا هر وقت که صادر کننده شرایط معاملات و تعهدات خود را عملی نکند برای وصول چک اقدام کند.
امانت برپایه اعتماد به شخص امین و به اعتبار صفت امانت رد شخصی به وجود می‌آید تا زمانی که صادر کننده به شخص به عنوان امین اعتماد نکند و وصف امانت را در او محرز نبیند اموال خود را نزد وی نمی‌گذارد علت اینکه چنین چک‌هایی در وجه حامل صادر می‌شود ناشی از حقیقت برتر تضمین گیرنده و اضطرار تضمین دهنده صادر کننده چک است که به ناچار و به درخواست طرف مقابل چک دارد وجه حامل صادر می‌کند تا در صورت بروز مشکل دارنده چک تضمین گیرنده از ایرادات احتمالی قابل طرح مصون باشد در واقع چک امانی تضمین در نتیجه نبودن اعتماد و صفت امانت است و در اوج بی‌اعتمادی صادر می‌شود. غالبا نیز گیرندگان چک امانی هرگز حاضر به آن نیست که چکی را در وجه خود تحویل گیرند زیرا آنها زمانی را در نظر می‌گیرند که چک بلامحل بوده و آنها نیز به آسان‌ بتوانند چک مذکور را به فروش برسانند به عبارت دیگر حامل بودن چک و امانی بودن آن دو امر غیرقابل جمع هستند گیرنده چک زمانی به دریافت چک به عنوان امانت رضایت می‌دهد که در وجه حامل باشد یعنی از همان ابتدا زیرا بار امانت نمی‌رود و تصور آن را که چک را به دیگری بفروشد در ذهن خود دارد.
در چک‌های امانی غالبا مبلغ خاصی که مورد توافق طرفین معامله است مرقوم می‌شود که البته گیرنده چک وجه آن را به صادر کننده تحمیل می‌کند این مبلغ خاص غالبا با معامله‌ای که طرفین انجام داده‌اند تناسب دارد.
از این مباحث نتیجه می‌گیریم که امانتی تلقی کردن این گونه چک‌ها خلاف ذات و تعریف امانت است و صدور این گونه چک‌ها با عنوان امانت ناشی از اضطرار صادر کننده و گریز از مجازات مقرر است. و در واقع این چک، چک تضمینی است و شخص صادر کننده با صدور آن طبق ماده ۱۳ قانون تجارت اصلاحی سال ۱۳۷۲ مرتکب جرم شده است و با لحاظ موارد فوق اگر شخص گیرنده چک قبل از ایجاد سبب عدم انجام تعهد از طرف صادر کننده اقدام به وصول چک کند وی مرتکب خیانت در امانت نشده است چرا که چک از باب تضمین به او داده شده است ونه از باب امانت.
به نقل از

سایت lawnet.ir

۱۳۸۹ آذر ۱۱, پنجشنبه

جرائم ثبتی

جرایم ثبتی از حیث نوع مجازاتی که بر آنها اعمال می شوند متفاوتند ، جرائم ثبتی از نظر مجازات به پنج نوع جرم تقسیم می شوند .
1- جرائمی که مستوجب مجازات حبس هستند .
2- جرائمی که مستوجب مجازات جزای نقدی اند .
3- جرائمی که مجازات آنها کیفر انفصال است .
4- جرائمی که مجازات آنها کیفر شلاق است .
5- جرائمی که مجازات آنها کیفر لغو پروانه یا سلب صلاحیت است .
 الف: حمایت کیفری با کیفر حبس و جزای نقدی :
جرائمی که در حقوق ثبت با کیفر حبس و جزای نقدی پاسخ داده شده اند عبارتنداز :
( 1 ) کلاهبرداری ثبتی در حقوق ثبت . کلاهبرداری ثبتی نوعی توسل به وسایل متقلبانه ثبتی است که منجر به بردن مال دیگری شده است . جرائم ثبتی که از حیث مجازات تابع عنوان کلاهبرداری می باشند هفت مصداق در حقوق ثبت دارند که عبارتنداز :
1- جرم کتمان معامله ملکی که تقاضای ثبت آن شده است
2- تقاضای ثبت خلاف واقع یک ملک
3- تظاهر متقلبانه مالکیت و تقاضای ثبت ملکی که در امانت کسی است
4- ثبت ملک غیر از طریق متقلبانه باخیانت یا بتانی
5- ثبت متقلبانه ملک در تصرف غیر
6- امتناع متقلبانه از عدم قید حق غیر در اظهار نامه ثبتی
7- معامله متقلبانه ی معارض
قربانیان ثبتی این گونه جرائم با کیفر حبس تعزیری و جزای نقدی در حقوق ثبت مورد حمایت کیفری قرار می گیرند و مرتکبین این گونه جرائم با کیفر حبس تعزیری به مجازات می رسند .
( 2 ) دومین جرم ثبتی که مجازات حبس دارد جرم جعل ثبتی و گونه های مختلف آن می باشد . در ماده 100 ق.ث تعریف این جرم و گونه های متفاوت آن بیان شده است در ماده 100 ق.ث نه گونه جرم جعل ثبتی دیده می شود که ترکیبی از جعل ثبتی مادی و جعل ثبتی مفادی یا معنوی هستند و این جرائم عبارتنداز :
1- ثبت اسنادمجعول یا مزور
2- ثبت اسناد بدون اصحاب سند
3- ثبت اسناد بدون حضور متعاملین واقعی
4- ثبت اسناد با تاریخ غیر واقعی
5- مکتوم و معدوم کردن دفاتر ثبتی
6- کشیدن اوراق دفاتر ثبتی
7 – از اعتبار انداختن متقلبانه ثبت سند
8 – ثبت اسناد با علم به عدم مالکیت صاحب سند
9- ثبت اسنادی که از سند یت افتاده است
مرتکبین جرائم فوق در حوزه حقوق ثبت کارمندان و ماموران دولت و سردفتران رسمی هستند که مجازات آنها حبس تعزیری است . حقوق کیفری با اعمال مجازات حبس تعزیری در حق مجرمین ثبتی که مرتکب جرائم نه گانه جعل ثبتی شدند به حمایت از حقوق ثبت پرداخته است تا قوانین و مقررات ثبتی از طرف کارمندان دولت و سران دفاتر رسمی نادیده گرفته نشود .
علاوه بر جرم جعل ثبتی و مصادیق نه گانه آن جرائمی از قبیل :
1- صدور تصدیق خلاف واقع
2- امتناع از تحویل اوراق و دفاتر ثبتی
3- عقد نمودن زن شوهردار
4- ثبت ازدواج بدون گواهی سلامت کیفر آنها در حقوق ثبت کیفر شدید حبس تعزیری است .
ب:حمایت کیفری با کیفر انفصال :
در حقوق ثبت جرائم ثبتی نیز دیده می شوند که کیفر آنها انفصال است . مجازات انفصال در جرائم ثبتی گاهی به عنوان یک کیفر اصلی و مستقل بیان شده است و در بعضی موارد به عنوان یک کیفر تکمیلی عنوان شده است .
انفصال در حقوق ثبت دو نوع است یکی انفصال کیفری و دیگر انفصال انتظامی، کیفر انفصال یکی دیگر از کیفرهای حمایت کننده از حقوق ثبت است که نقش حمایت کنندگی آنرا در جرائم ثبتی زیر می بینیم . جرائم ثبتی که مجازات آنها انفصال است عبارتنداز :
1- عدم صدور اجرائیه
2- عدم احتساب خسارت تأخیر تأدیه
3- تقصیر منجر به از اعتبار افتادن سند
4- کیفر انفصال انکار سند رسمی موضوع مواد 70 و 73 قانون ثبت
5- ثبت اسناد مخالف با قانون
6- جرم عدم احراز هویت که این جرم به سه شاخه تقسیم می شود اول عدم حراز هویت عمدی و ثبت سند دوم عدم احراز اهلیت اصحاب معامله و سوم عدم احراز قابل ثبت بودن سند
7-جرم قصور منجر به صدورسند معارض ،  جرم قصور منجر به ثبت سند معارض
8- جرائم با صبغه اخلاقی در دفتر خانه مانند : الف: رفتارخارج از نزاکت  ب: بردن دفتر  به خارج از دفتر خانه
ج: تنظیم سند بر خلاف مقررات  د: دخالت سردفتر منفصل در امور دفتر خانه)  دریافت وجه اضافه .
ج: حمایت کیفری با کیفر شلاق :
یکی دیگر از کیفرهای که در حقوق ثبت مشاهده می شود و در حق مجرمین ثبتی اعمال می گردد کیفر شلاق تعزیری است . کیفر شلاق تعزیری مصداق آن در ماده 643 قانون مجازات اسلامی ظهور دارد . این کیفر در حق سردفتران ازدواج اعمال می شود که عالماًو عامدا زن شوهر دار یا زنی که در عده دیگری است را برای مرد دیگری عقد می نماید. قانونگذار به این جهت مجازات شدید بدنی را برای سردفتر ازدواج وضع نموده که این جرم مصالح جامعه را مختل می کند و باعث اختلاط تناسل می گردد و اساسا با طبیعت مرد یا زن سازگار نیست « 1 »
د: حمایت کیفری با کیفر لغو پروانه یا سلب صلاحیت :
کیفر لغو پروانه یا سلب صلاحیت به تشخیص وزیر دادگستری: ( رئیس قوه قضاییه ) آخرین کیفری که در حقوق ثبت تبیین گردیده کیفر لغو پروانه و ابلاغ سر دفتری است که مترادف با سلب صلاحیت می باشد .
چون جواز سر دفتر یا ابلاغ سر دفتری ، توسط رئیس قوه قضاییه صادر می گردد ماده 42 قانون دفاتر اسناد رسمی این حق را برای رئیس قوه قضاییه در نظر گرفته که در مواردی این ابلاغ را لغو نماید و صلاحیت سردفتر رسمی را از سر دفتر رسمی سلب نماید .
این موارد عبارتند از :
الف : سوء شهرت سر دفتر
ب : احراز عدم امانت سردفتر
ج : احراز نداشتن صلاحیت علمی یا عملی سر دفتر
د : احراز رفتار و اخلاق مخالف با نظم و حسن جریان امور سر دفتر
مورد دیگر که کیفر سلب صلاحیت یا لغو ابلاغ در حق سر دفتر رسمی اعمال می شود در مواقعی است که سردفتر ازدواج بدون حکم دادگاه واقعه طلاق را به ثبت رساند .
در مواقعی که سر دفتر رسمی ازدواج واقعه ازدواجی را بدون اخذ گواهی سلامت به ثبت برسانند برابر بند 527
1-  مرتضی مطهری ، حقوق زن و تعهد زوجات و ازدواج موقت ، صص 74 و 75
مجموعه بخش نامه های ثبتی به کیفر سلب صلاحیت محکوم می شود .
در این مورد کیفر سلب صلاحیت به جهت حمایت از سلامتی افراد جامعه بر سر دفتر ازدواج تحمیل می شود .
نتیجه:
حقوق ثبت به عنوان مجموعه ای از قوانین و مقررات الزام آور در صحنه اجرا قوانین نیاز به یک پشتیبان و حامی دارد . نقش پشتیبانی را حقوق کیفری با ابزار مجازات ها بازی می کند .
بدون حمایت حقوق کیفری احتمال نقض قوانین و مقررات ثبتی توسط مجرمین ثبتی وجود دارد . هدف حقوق کیفری دفاع از ارزشهای اجتماعی است و موضوع حقوق ثبت نیز پاره ای از ارزش ها ی اجتماعی از قبیل مالکیت ، حفظ اعتبار اسناد و قراردادها ، ثبت حقوق اجتماعی مانند حق اختراع و تألیف ، مالکیت صنعتی ، ثبت شرکتها و امثال آن است .
جرم چون یک پدیده ضد اجتماعی است قلمرو آن به حقوق ثبت نیز سرایت می کند ، زیرا حقوق ثبت مجموعه مقرراتی است که حاکم بر روابط اجتماعی انسانها در حوزه تنظیم اسناد ، قرارداد ها و تعهدات متقابل آنهاست .
کیفر، پاسخ جرم و مجرم است. چون تصور جرم در حوزه حقوق ثبت یک واقعیت است لذا وجود کیفر در حقوق ثبت یک واقعیت ضروری و غیر قابل انکار است . در حقوق ثبت پنج کیفر شاخص بنظر می رسد که عبارتند از : کیفر حبس ، جزای نقدی ، انفصال ، شلاق و لغو پروانه یا سلب صلاحیت ، همگی اقتباس یافته از حقوق کیفری می باشند و زیر مجموعه مجازاتهای تعزیری و بازدارنده اند و اهداف آنها ترساندن ، سزا دادن و باز سازی کردن مجرم ثبتی است .
ویژگی های مهم حقوق ثبت ، استحکام بخشی به مالکیت ، تولید امنیت قضایی و اقتصادی ، در آمد زدایی برای دولت و آمره بودن قوانین آن است .
با آنکه جرائم ثبتی ازحیث ماهیت یا جرائم عمومی اند یا جرائم انتظامی ، ولی پاره ای از امور اخلاقی نیز جرم انگاری تعریف شده و جرم انگارهای اشتباه در حقوق ثبت دیده می شود که زائیده قیاس و تعمیم ناروا از طرف قانونگذار است .
حمایت کیفری حبس از حقوق ثبت هشت مورد و حمایت کیفر جزای نقدی نه مورد و حمایت کیفر انفصال سیزده مورد و حمایت کیفر شلاق یک مورد و حمایت کیفر لغو پروانه یا سلب صلاحیت سه مورد است .
میان حقوق کیفری و حقوق ثبت از حیث آئین دادرسی تفاوت هایی وجود دارد از جمله اینکه حق و اخواهی از احکام غیابی برای سردفتر پیش بینی نشده است ، مجازات های درجه یک و دو قانون دفاتر قطعی و غیر قابل تجدید نظراند در حالیکه در حقوق کیفری وفق ماده 232 ق . آ . د . ک مجازاتهای مالی قابل تجدید نظرند مرور زمان قانون  دفاتر با قانون آئین دادرسی کیفری از حیت مدت متفاوت است . از حیث قابلیت گذشتن بودن جرائم بعضی جرائم  عمدی مثل کلاهبرداری قابل گذشت تعریف شده اند .

علی توسلی

۱۳۸۹ آذر ۱۰, چهارشنبه

به ما که رسید...!





جنایت و مکافات

شهلا جاهد در آستانه اعدام قرار دارد. می‌گویند او چهارشنبه به دار آویخته می‌شود تا آخرین مکافاتش را ببیند. مکافاتی که حاصل جنایت 8 سال پیش او است. البته "شهلا" در این 8سال نیز کم مکافات ندید. بی شک پرونده او مشهورترین و پیچیده‌ترین پرونده جنایی دهه 80 ایران است.
 17مهرماه سال 81 هنگامی که پسران ناصر محمدخانی فوتبالیست مشهور در خیابان گل نبی در میدان کتابی از سرویس مدرسه پیاده شدند تا به خانه بروند تصور نمی‌کردند با صحنه‌ای غم انگیز و البته جنجالی روبه‌رو شوند. آن‌ها پس از ورود به خانه با جنازه غرق خون مادرشان یعنی لاله سحر خیزان روبه رو شدند. سرو صدا کردند. با این سروصدا همسایه‌ها نیز خبردارشدند. با خبر دار شدن همسایه‌ها پلیس خبردار شد و... فردای آن روز این خبر در ایران پیچید.
"همسر ناصر محمد خانی به قتل رسید"، ناصر محمد خانی که به همراه "پرسپولیس" در آلمان به سر می‌برد به ایران بازگشت، پلیس تحقیقات خود را آغاز کرد. محمدخانی پس از بازگشت بازجویی شد.

چند روز گذشت؛ خبر همه جا منتشر شده بود. شایعه پشت شایعه از نقش فوتبالیست مشهور در قتل همسرش حکایت می‌کرد. ناگهان یک راننده تاکسی به پلیس مراجعه کرد و از مسافری سخن گفت که صبح روز حادثه قصد رفتن به خانه محمدخانی داشته، اما به شکل مشکوکی منصرف شده است. با کمک راننده از آن فرد چهره نگاری شد. پدر "لاله" تشخیص داد که آن فرد یکی از بستگانشان است. به این ترتیب اولین متهم به قتل بازداشت شد.
پس از مدتی تحقیقات از فرد بازداشت شده معلوم گردید که وی قاتل نیست. تا این که پس از یک ماه سرنخ دوم کشف شد، زنی با نام "خدیجه جاهد" در روز حادثه مبلغ یک میلیون تومان از حساب فوتبالیست مشهور برداشت کرده است. به این ترتیب داستان "خدیجه جاهد" مشهور به "شهلا" آغاز شد. او همسر صیغه‌ای محمدخانی بود. فوتبالیست نیزجهت ارائه توضیح احضار گردید.
شهلا قریب به یک سال اتهام قتل را انکار می‌کرد. پلیس نیز در تکاپو برای کشف معما بود. تا این‌که مهر ماه 82 فرا رسید، هنوز 17 مهر یعنی اولین سالگرد "لاله" نشده بود که شهلا اعتراف کرد. روز سوم آبان ماه شهلا صحنه قتل را با تمام جزییات بازسازی کرد. او در حین بازسازی بارها با گریه گفت: «لاله مرا ببخش».
20ماه پس از قتل "لاله سحرخیزان" اولین دادگاه تنها متهم به قتل برگزار شد. شهلا که پیش از آن به قتل اعتراف کرده بود در دادگاه چیز دیگری گفت. او همه چیز را انکار کرد و محمدخانی را بیش از پیش درگیر ماجرا نمود. شهلا گفت: «چند روز قبل از این‌که به قتل اعتراف کنم ناصر به سراغ من آمد و گفت اگر به قتل لاله اعتراف نکنم باز برای او دردسر درست می‌شود و من هم برای اینکه عاشق ناصر بودم خواسته او را پذیرفتم و به دروغ قتل لاله را گردن گرفتم.»
چهار بار جلسه دادگاه برگزار شد و با وجود این که "شهلا" در آن جلسات اتهام قتل را نپذیرفت. یک هفته پس از پایان دادگاه با توجه به تقاضای اولیای دم، شهلا به قصاص محکوم شد. پرونده به دیوان عالی کشور رفت. آنجا نیز حکم اعدام تائید شد و برای استیذان به دست رییس قوه قضائیه یعنی آیت‌الله هاشمی شاهرودی رسید.
سه سال از صدور حکم اعدام گذشت اما رییس قوه قضائیه حکم را تائید نکرد. بهمن ماه سال 86 برق امید در چشمان "شهلا" افتاد. قاضی القضات پس از مدت‌ها حکم صادر شده را به دلیل آنچه که ایرادهای شکلی و ماهوی در پرونده اعلام شد، نقض کرد. وی دستور داد تحقیقات درباره این قتل از ابتدا و توسط یک قاضی دادگاه بدوی آغاز شود.
هاشمی شاهرودی در شرایطی طبق قانون از اختیارات خود استفاده کرد که پیش از آن پرونده سه بار در دیوان عالی کشور و سه بار در شعبه تشخیص مورد رسیدگی قرار گرفته و از مجموع 27 قاضی رسیدگی کننده به پرونده 20 تن از آنان شهلا را گناهکار دانسته و هفت نفر به برائت شهلا رای داده بودند. با این تصمیم پرونده 3500 صفحه‌ای همسر صیغه‌ای ناصر محمدخانی بار دیگر به جریان افتاد.

پس از نقض حکم قصاص توسط قاضی‌القضات پرونده باز هم در اسفند 87 به جریان افتاد. شهلا بار دیگر به دادگاه رفت. در دادگاه بعثت نیز وکیل قهار او نتوانست حکم اولیه را تغییر دهد. خانواده لاله و حتی ناصر محمدخانی بر قصاص پافشاری کردند و بازهم حکم مرگ برای همسر صیغه‌ای فوتبالیست مشهور صادر شد.
تنها یک راه برای نجات شهلا باقی ماند و آن هم متقاعد کردن خانواده لاله. هنرمندان و برخی چهره‌های شناخته شده وارد گود شدند. خرمشاهی وکیل نامدار از خانواده لاله خواست که از قصاص بگذرند. اما مادر لاله در جلسات صلح و سازش گفت که هرگز از مجازات قاتل فرزند بی‌گناهش گذشت نمی‌کند و از قانون تنها قصاص شهلا را می‌خواهد.
به این ترتیب، پرونده پیچیده‌ترین جنایت دهه 80 باز هم روی میز قاضی‌القضات قرار گرفت. این بار قاضی القضات هاشمی شاهرودی نبود بلکه آملی لاریجانی بود. او نیز حکم قصاص را امضا کرد تا شهلا به مکافات جنایت خود برسد. جنایتی که شهلا در این 8 سال نیز بخشی از مکافات آن را پرداخت کرد. اکنون گفته می‌شود چهارشنبه، "شهلا" خلاص می‌شود. اما عبدالصمد خرمشاهی وکیل او هم‌چنان امیدوار است که بتواند رضایت خانواده اولیا دم را جلب کند، در غیر اینصورت "خدیجه جاهد" مشهور به "شهلا" اعدام می‌شود.

محله‌هایی که مستاجرانش نرخ‌ها را تعیین می‌کنند

اوضاع اجاره بها در محلات تهران
گروه مسکن – مهدیس فرقانی: هم اکنون بازار اجاره واحدهای مسکونی در کلیه مناطق تهران جریان یکنواختی را از بابت نرخ اجاره و استقبال مستاجران طی نمی‌کند، زیرا در برخی از محله‌ها بازار اجاره کاملا در رکود به سر می‌برد و همچنین نرخ‌های اجاره فعلی نسبت به 3 ماه گذشته به‌طور چشمگیری کاهش یافته، اما در تعدادی از محله‌های دیگر نه تنها بازار اجاره با استقبال مستاجران روبه‌رو است، بلکه نرخ‌های اجاره در مقایسه با تابستان بدون تغییر ثابت باقی مانده است.

در همین راستا مشاور املاکی واقع در منطقه فرمانیه به دنیای اقتصاد اظهار کرد: وضعیت بازار اجاره واحدهای مسکونی متناسب با ساکنان هر منطقه و محله متفاوت از یکدیگر است زیرا به‌طور یقین اکثر افرادی که در یک محله سکونت دارند از لحاظ قدرت مالی تقریبا یکسان هستند. برای مثال در منطقه فرمانیه به دلیل اینکه اکثر مستاجران از لحاظ توانایی مالی، قوی یا به معنای دیگر مرفه هستند برایشان اهمیتی ندارد که در چه فصلی از سال اقدام به جابه‌جایی کنند و این دسته از متقاضیان هر زمان را که مناسب بدانند تصمیم به نقل مکان می‌کنند؛ این در حالی است که در برخی از مناطق دیگر تهران از جمله محله‌هایی که در مناطق جنوب و مرکز واقع شده‌اند هجوم مستاجران در یک یا دو زمان مشخص، باعث شده تا در بازار اجاره در این مناطق، در مدت مشخصی از سال به عنوان «فصل اجاره» شناخته شود و متناسب با این رویداد هم نرخ‌های اجاره مدام در حال کاهش و افزایش هستند.
بهداد در ادامه افزود: همان‌طور که گفته شد در منطقه فرمانیه معمولا در کلیه فصول، تقاضا در بازار اجاره واحدهای مسکونی وجود دارد و حتی گاهی ممکن است در یکی از فصول سال که به عنوان فصل اجاره شناخته نمی‌شود میزان عرضه با حجم تقاضا برابری نکند.
وی به این مساله اشاره کرد: هم اکنون در بازار اجاره واحدهای مسکونی منطقه فرمانیه، میزان تقاضا نسبتا زیاد است و اکثر مراجعه‌کنندگان به دنبال واحدهای 3 خوابه با حداقل امکاناتی چون پارکینگ، انباری و آسانسور هستند و همچنین نباید فراموش کرد که نمای آپارتمان یا برج و همچنین فضای داخلی واحد از نظر متقاضیان باید از طراحی زیبایی بهره‌مند باشد و البته به این نکته باید اشاره کرد که این دسته از مستاجران به دلیل قدرت مالی در جست‌وجوی گران‌ترین‌ها نیستند بلکه آنها در پی واحدهای شیک، اما با اجاره بهای ارزان هستند.
این بنگاهدار یادآور شد: مدتی است که مستاجران مانند سابق پیگیر واحدهایی که از امکانات تفریحی برخوردارند، نیستند و علت آن از زبان متقاضیان افزایش نرخ اجاره و همچنین هزینه شارژ آپارتمان یا برج با وجود این امکانات است.
علاوه بر این یکی از فعالان بازار مسکن در منطقه سعادت‌آباد‌درباره وضعیت بازار اجاره عنوان کرد: هم اکنون میزان استقبال از بازار اجاره نسبت به میزان قراردادهای فصل تابستان قابل مقایسه نیست؛ چرا که حجم قراردادها با کاهش زیادی مواجه شده و به همین خاطر اجاره بها در سعادت آباد نزدیک به 20 درصد افت کرده است.
پارسا در ادامه اذعان کرد: این روزها اغلب مستاجران به دنبال واحدهایی با متراژ بین 100 تا 150 متر مربع هستند در همین حال معمولا در رفت و آمد مراجعه کنندگان به بازار اجاره مشخص است که مستاجرانی که سرمایه اندکی برای اجاره در دست دارند توقع بالایی در انتخاب دارند، زیرا این دسته از مستاجران با این بودجه اندک اصرار دارند آپارتمانی را اجاره کنند که از امکاناتی مثل استخر، سونا و جکوزی بهره مند باشند.
همچنین در برخی از محله‌های شرق تهران از جمله تهرانپارس بازار اجاره راکد است و بازار اجاره به دلیل عدم تقاضا از واحدهای اجاره‌ای پیشنهاد شده در حال اشباع است و از طرف دیگر بنا به گفته مشاوران املاک این منطقه اگرچه فصل اجاره چند ماهی است که به اتمام رسیده، اما در بازار تعداد انگشت شماری متقاضی وجود دارد که آنها هم به دلیل بالا بودن نرخ‌های اجاره موفق به اجاره واحد مورد نظر نشده‌اند.

آموزش ازدواج در مترو

شکیبا، شهرام  - شرایط هوای تهران به کنونی‌ترین حد ممکن رسیده و طوری شده که اگر عمیق نفس بکشی، به دو دلیل نیازی به ناهار خوردن نداری. اول اینکه به قدری سرب توی دهانت جمع می‌شود که سیر می‌شوی و نیازی به ناهار نداری؛ دوم اینکه توی بیمارستان عوض غذا به بیماران بدحال سرم وصل می‌کنند. در این ایام هم نفس عمیق همانا و تخت بیمارستان همان.
از صبح تا شب هم مسئولان ریز و درشت دارند از مردم خواهش و تمنّا می‌کنند که اتومبیل‌هایشان را نیاورند توی خیابان‌های تهران، اما دریغ از یک اتومبیل که به خواهش مسئولان در پارکینگ خانه بماند. اصلاً همان مسئولانی که در تلویزیون از مردم خواهش می‌کنند، با چه چیزی تا جام‌جم آمده‌اند؟ با اتومبیل.
اگر آلودگی هوا همین‌طور ادامه پیدا کند، بنده هم به‌زودی دچار سوءتغذیه می‌شوم چرا که حق‌التحریری هستم. یعنی هر روز که بنویسم پول می‌گیرم. روزهای تعطیل هم که نمی‌نویسم.
این شد که به فکر طرح پیشنهادی برای حل معضل آلودگی افتادم در سه مرحله.
مرحله اول: اینکه از یکی از چهره‌های ماندگار کمک بگیریم و از این مرد بزرگ بخواهیم تا از مردم خواهش کند اتومبیل‌هایشان را بیرون نیاورند تا خفه‌خون نگیریم.
مرحله دوم: اگر با اجرای مرحله اول به جواب مناسب نرسیدیم، از خود رئیس‌جمهور تقاضا کنیم که از مردم خواهش کند. بالاخره مردم به حرف کسی که این همه رأی به او داده‌اند، گوش می‌کنند.
مرحله سوم: در این مرحله باید به یک عزم ملی برسیم و یک اتحاد موقت ایجاد کنیم. یعنی حتی از سران فتنه هم بخواهیم که بیایند و همان چند نفر طرفدار گمراهشان را هم دعوت کنند تا اتومبیل‌هایشان را بیرون نیاورند.
مرحله چهارم: اگر باز هم نشد، باید از مهران مدیری کمک بگیریم. سال‌های سال است که مسئولانی که با رأی مردم انتخاب شده‌اند، از مردم تقاضا می‌کنند که این کار را بکنید و آن کار را نکنید، اما مردم کار خودشان را می‌کنند. اما مهران مدیری در DVD‌های قهوه تلخ از مردم خواهش کرد که آنها را کپی نکنند و مردم هم پذیرفتند.
مرحله پنجم: اگر باز هم کسی به حرف گوش نکرد، معلوم است که مردم با یک عزم ملی اراده کرده‌اند که دست‌کم یک بار هم که شده به دست خودشان خفه‌خون بگیرند و لابد هم می‌گیرند.
این آلودگی هوا باعث شده تا فعالیت‌های زیرزمینی در روزهای اخیر بیشتر شود. چاره‌ای هم نیست. وقتی روی زمین امکان کاری نباشد، طبیعی است که آدمیزاد به زیرزمین پناه می‌برد.
به گزارش روابط عمومی مدیریت فرهنگی هنری مترو روز سیزدهم آذرماه، کلاس‌های آموزشی مهارت‌های ازدواج در مترو برگزار می‌شود.
1- با توجه به اینکه کلاس‌های مزبور در زیرزمین تشکیل می‌شود، آیا مهارت‌هایی که یاد می‌دهند، با مهارت‌هایی که آدم باید روی زمین بلد باشد تفاوت دارد؟
2- در صورت پاسخ مثبت به سؤال فوق، آیا می‌توان از مهارت‌هایی که آنجا یاد می‌دهند، روی زمین هم استفاده کرد؟ و در این‌صورت حادثه‌ای در کمین نیست؟
3- کلاس‌های مذکور، فقط برای مهارت ازدواج داخل قطار مترو است یا در راهروها، پله‌ها و سالن انتظار هم کاربرد دارد؟
4- من نمی‌دانم چرا اخیراً این‌قدر همه‌جا مهارت ازدواج یاد می‌دهند.
اگر نسل قبل بلد نبودند و مهارت لازم را نداشتند، پس ما از کجا آمده‌ایم؟
خبر آن لاین